Quentin Tarantino
|
| March 27, 1963 |
|
| Knoxville, Tennessee, USA |
|
متولد: |
|
|
|
|
|
|
|
|
به عنوان کارگردان:
|
|
به عنوان فيلمنامه نويس:
|
در نقش Clarence Pool
در نقش Mr. Brown
در نقش Pick-Up Guy
در نقش Richard Gecko
در نقش Himself
در نقش The Rapist (segment "Planet Terror")/Warren (segment "Death Proof")
در نقش Warren the Bartender
در نقش The Rapist
در نقش Ringo
|
به عنوان بازيگر:
|
در نقش Newsreader (voice)
|
به عنوان صداپیشه:
|
|
|
|
|
امتياز: |
|
|
امتياز بدهید:
|
|
|
|
مفید ترین نظرات ارسال شده:
|
|
تارانتينو كارگردان پست مدرنيست سينماي آمريكاست. سنت شكني هاي او در نحوه ي بيان فيلم كه از هيچ اصولي پيروي نميكند مثال زدني است. تارانتينو ديوانه نيست , يه فيلسوفه و اتفاقا خيلي نابغه ست. خيلي بعيده كسي كاري از او ببينه و نگه " با ديگرون متفاوت بود". اين تفاوت صرفا تفاوت نيست بلكه پا را فراتر گذاشتن از بقيه ست. او چه در كارگرداني و چه در فيلنامه نويسي استادي به تمام معناست. براي اونهايي كه فقط فيلمهاي خودش رو ديدن بگم كه فيلنامه اي مثل "قاتلين بالفطره" كه حسابي صدا كرد هم از اونه.
تارانتينو از فلسفه هاي خاصي پيروي ميكنه مثلا : "شمشير كشنده ترين و مرگبارترين سلاح دنياست " در فيلم بيل را بكش كاملا و در فيلم پالپ فيكشن در صحنه ي نجات " والاس" به دست "بوچ" مختصرا ديده ميشه.
ديالوگهاي طولاني و بعضا خنده داري كه تقريبا تو تمام فيلمهاش داره كه البته قرار هم نيست به جايي برسه از شاخصه هاي منحصر به فرد كارهاش محسوب ميشه.او از اين ديالوگها استفاده ميكنه تا با زباني طنز آلود بگه كه اين شخصيتهاي فوق العاده در واقع مثل انسانهاي معمولي هستند , با همون صحبتهاي معمولي ( مثلا در اول فيلم پالپ فيكشن كه دو آدم كش حرفه اي درباره ي سسها و سيستم متريك در اروپا حرف ميزنن ويا بعدا كه درباره ي ماساژ پا با هم بگو مگو ميكنن . يا در فيلم سگداني كه درباره ي يه خواننده بحث ميكنند).
نكته ي جالب ديگه راجع به تارانتينو اينه كه در اكثر فيلمهاش اتفاقاتي ميفته كه آدم اصلا انتظارش رو نداره . در واقع قصد داره بگه واقعيت اونطوري نيست كه تصور ميكنيد يا اين قهرمانها هم مثل بقيه بي عيب نيستن ( كشته شدن عجيب تراولتا در دستشويي در پالپ فيكشن . يا كشته شدن احمقانه ي دنيرو در جكي براون).
فيلمهاي تارانتينو خشن هستند و يا شايد بهتر است بگوييم خيلي خشن هستند. مثلا سگداني , كيل بيل , پالپ فيكشن و... اما تارانتينو در واقع قصد آزار دادن تماشاگر را ندارد و خشونتها اصلا رقت بار نيستند و بيشتر شبيه به يه كمدي پر از خون مي مانند. تارانتينو با اين كار به نوعي خشونت در سينما و كلا در جامعه را به مسخره گرفته و با طنز البته تلخ خود به اين موضوع اشاره ميكند. استفاده از فرهنگ سياهپوستان آمريكا و كلمات بسيار ركيك در كارهاش ( به خصوص پالپ فيكشن و جكي براون ) هم به نحوي به همون مساله و به همون طنز سياه اشاره داره.
در كل به عنوان كسي كه تمامي كارهاي او را بدون استثنا ديده است , بايد بگويم كه او كسي است كه در دنياي نه چندان كوچك سينما مثل او كم پيدا ميشود. فيلمسازي جوان كه در سنين جواني ويدئو كلوپ داشته و فقط با اين اميد وارد سينما شده كه " من ميدانم مردم از چه نوع فيلمهايي خوششان مي آيد" ,كسي كه علاقه اش به فلمهاي درجه دو امريكايي و هنگ كنگي است.وفيلمهايش انگار درجه يك كردن همان كارهاست. |
|
|
|
reza دوشنبه 3 مرداد 1384 09:00 |
| |
|
* قهرمانان تارانتينو اگزيستانسياليست هستند ،آنها كاريكاتورند ،تارانتينو مثل ديويد لترمن ،شومن پرحرفآمريكايي است و كاملا مطابق مد روز همه چيز را به صورت هجوآميزي به مسخره ميگيرد: جامعه ،آدمهاي مشهور،تلويزيون و … ممكن است آدمهايش قاتل هم بشوند ولي اين چندان جدي نيست. به گمانم ژان لوكگدار هم در نخستين فيلمهايش چنين بود. از تماشاي «سگهاي انباري» لذت بردم اما او از ژانپييرملويل تاثير گرفته است ... *
مارتين اسكورسيزي |
|
|
جدید ترین نظر ارسال شده:
|
|
|
كارگرداني كه الكي الكي بزرگش كردن. |
|
|
|
نظرات: |
|
|
|
|
ارسال نظر: |
|
|