Fexon Logo
  تبلیغ در فکسون
خوش آمدید!   نام کاربری : کلمه عبور : ورود اتوماتيک براي
جستجو
پیدا کن

جستجوی پیشرفته
جستجوي کاربران
فيلم توصيه شده
The Maltese Falcon
The Maltese Falcon

جستجوی پیشرفته فکسون با قابلیت‌های تازه قابلیت جستجو بر اساس وجود آیتم فروشی، جستجوی فرمت فیلم (DVD-BDRip)، زبان فیلم و زیرنویس فیلم
تبلیغ متنی در فکسون به راحتی آگهی خود را مدیریت کنید
تبلیغ متنی در فکسون آگهی شما در همه ی صفحات سایت نمایش داده خواهد شد

David Lynch   
David Lynch
افزودن به پروفايل...
January 20, 1946
Missoula, Montana, USA
متولد:
نمایش آثار این هنرمند به ترتیب:
Eraserhead (1977)


Dune (1984)

Blue Velvet (1986)

Wild at Heart (1990)


"Twin Peaks" (1990)


"On the Air" (1992)

"Hotel Room" (1993)


Lost Highway (1997)




Rabbits (2002)

Darkened Room (2002)

Dumbland (2002)

Rammstein (2003)

Inland Empire (2006)

Boat (2007)




به عنوان کارگردان:
Eraserhead (1977)


Dune (1984)

Blue Velvet (1986)

Wild at Heart (1990)

"Twin Peaks" (1990)


"On the Air" (1992)

Lost Highway (1997)


Darkened Room (2002)

Rabbits (2002)


Dumbland (2002)

Inland Empire (2006)

Boat (2007)



به عنوان فيلمنامه نويس:
در نقش  Spice worker (uncredited)
Dune (1984)

در نقش  FBI Regional Bureau Chief Gordon Cole (6 episodes, 1990-1991)
"Twin Peaks" (1990)

در نقش  Himself
در نقش  Gordon Cole
در نقش  Morgue Receptionist
Nadja (1994)

در نقش  Himself
در نقش  Himself
در نقش  Himself - Narrator
در نقش  Himself
در نقش  Himself
در نقش  Himself
در نقش  Himself
در نقش  Himself
Lynch (2007)

در نقش  Himself
به عنوان بازيگر:
Eraserhead (1977)

Blue Velvet (1986)

Lost Highway (1997)

به عنوان آهنگساز:
9.27 / 10   ( 143 رای )  
   
امتياز:
  
 
امتياز بدهید:
مفید ترین نظرات ارسال شده:
raging bull  پنجشنبه 5 مرداد 1385 19:14   
ديويد لينچ کارگردان صاحب سبک و شهير آمريکايي، از جمله کارگردان هاي مطرح در سينماي افسار گسيخته و رو به زوال فعلي هاليوود محسوب مي شود. لينچ در 20 ژانويه 1946 در ميسولا ، ايالت مونتاناي آمريکا متولد مي شود . کارگرداني که در کنار افرادي چون هال هارتلي، جيم جارموش، کوئينتين تارانتينو، جوئل کوئن و ...در زمره کارگردان هاي مستقل سينماي آمريکا طبقه بندي مي شود. البته خود لينچ همچون ساير افراد نامبرده هيچگاه مايل نبود نامش در چنين ليستي قرار بگيرد. چون آن را تنها سياستي هاليوودي جهت جلب تماشاگر و فروش فيلم مي داند.

در بررسي آثار لينچ بايد به شناختي حداقل از فرم، سبک و اجرا رسيد.آثار وي از ديدگاه سبک شناسي به دسته آثار پست مدرن و سورئال تعلق دارند. آثاري که ذهن بيننده را پيشاپيش به سمت لوئيس بونوئل در سينما و سالوادور دالي و رنه مگريت در نقاشي مي کشاند. تلفيق طنز و نگاهي بدبينانه به محيط اطرافش خاطره فراموش نشدني شاهکار هاي لوئيس بونوئل را در ياد انسان زنده مي سازد. هر چند خودش مي گويد فيلم هاي زيادي از بونوئل نديده است و چيز کمي از سورئاليسم مي داند اما لينچ تلخ انديش نيز نمي تواند منکر سورئاليسم نهفته در آثارش شود. کارگرداني که ديوانه وار عاشق استنلي کوبريک آخرين پيامبر سينما و نيز بيلي وايلدر فقيد بود .

فيلم هاي لينچ از لحاظ بصري به جهت آشنايي او با دو مقوله نقاشي و انيميشن و اينکه هنر و علاقه اصلي او اين دو مورد مي باشند، سرشار از صحنه هاي گرافيکي، جلوه هاي تصويري و رنگي مي باشند. از عالي ترين نمونه هاي انيميشن ساخت در آثار وي فيلم هاي "شش شخص بيمار مي شوند"، "داستان پسربچه"و "دامبلد" هستند. ميزانسن هاي بسيار قوي در آثاري چون "داستان استريت" و "شاهراه گمشده" همراه با استفاده بسيار مناسب از موسيقي تعليق آور (در تمامي آثار) و نيز کاربرد بجا و عالي از استيدي کم و همراه شدن آن با تکنيک فيلمبرداري آبژه يا P.O.V. (در تمامي آثار) و نهايتا همراه شدن اين موارد با کارگرداني بسيار قوي، آثار لينچ را از لحاظ فرم اجرايي در سطح مطلوبي قرار مي دهد .

اما شايد مهمترين نکته در بين تمامي خصلت ها و تکنيک هاي کاري يک هنرمند ايده، انديشه و فکر اثر وي باشد . لينچ در فيلم هايش دنياي را به تصوير مي کشد که آميزه اي است ناآرام از معصوميت و تباهي، زيبايي و انحطاط، عشق و نفرت و چشم انداز هاي تيره و تار، که چندان قابل توضيح نيستند. گريز و فرار وي از قدرت و عوامل آن و نيز سيستم هاي منفعل کننده بشري و هراس و گريز آدم هاي فيلم هايش از اين سيستم ها همواره نکته اي اساسي در آثار وي مي باشد. دست و پاي انسان معاصر به واسطه ي سيستم هايي خود ساخته از او بسته و منفعل است و همگي اين مسائل ياد آور جملات معروف فريدريش ويلهلم نيچه بزرگمرد تاريخ انديشه در کتاب غروب بتهاست که مي گويد : "اگر انسان براي چراي زندگي خود دليلي بياورد کم و بيش به هر چگونه اي مي سازد. " و يا در جايي ديگر : "من از همه ي سيستم سازان گريزانم و از آنان روي گردان .سيستم سازي خلاف درست کرداريست."

هراس شخصيت بتي/داين از سيستم هاليوودي گزينش بازيگر در فيلم "جاده مالهالند"، هراس شخصيت فرد/پيت از باند تبهکار ساخت فيلم هاي پورنو در "شاهراه گمشده"، هراس دختر و پسر جوان از باندي مرموز و ناشناخته در فيلم "مخمل آبي"، هراس پسربچه از سيستم خانواده در "داستان پسر بچه" ، هراس مرد فرانسوي از کابوها در "مرد فرانسوي و کابوها" و نهايتا نابود شدن و به عبارتي بهتر تباه شدن انسان هاي فيلم هاي وي همراه با آسيب رساني به محيطشان، بيانگر اساس انديشه فکري لينچ مي باشد. در واقع شخصيت هاي ساخته و پرداخته ذهن او آدم هايي هستند به شدت آسيب پذير ، سردرگم و دلزده از روزمرگي.

از نگاه ديگر و بررسي آثار وي از منظر سبک شناسي قدم به حيطه ي سورئاليسم و پست مدرنيسم مي گذاريم . علاوه بر اين دو مورد، هنر روانشناسي در فيلم هاي وي نمود روشني دارند. شايد فلسفه وجودي سينماي لينچ اين گفته او باشد : " روانشناسي رمز و راز را از بين مي برد و کيفيات جادويي ذهن را ويران مي سازد . با روانشناسي ذهن انسان را طبقه بندي مي کنند و به تعاريف مشخصي دست مي زنند. راز و قدرت ذهني با روانشناسي از دست مي رود و امکان تجربه و جستجوي قلمرو بي پايان در اين قلمرو بي انتها از دست مي رود."

حال قدم به اصلي ترين و برجسته ترين تکنيک کارگرداني ديويد لينچ مي شويم و آن چيزي نيست جز : شکست هاي زماني پي در پي در پس واقيت و رويا. در واقع لينچ با تقسيم فيلم خود به دو بخش يعني : 1. رويا، توهم يا خواب و 2. واقعيت و بخش کردن هر بخش به چندين پاره و نهايتا درآميزي تکه ها بصورت منطقي و گاها غير منطقي اثري کاملا گيج کننده ارائه مي دهد که شايد با يک يا دو بار ديدن مشکل مفهومي و داستاني بيننده را برطرف نکند.

افسردگي انسان ها و بخصوص زنان ، جنون، ساديسم، سکس، خشونت، ذهن بيمار و توهم زا، نااميدي، عشق و ترس همگي در شخصيت هاي انساني لينچ ديده مي شوند . شخصيت هايي بظاهر آرام که در شهر و محيطي آرام تر و صميمانه تر از هر شهر ديگري در دنيا در کنار هم زندگي مي کنند. اما آنچه در دل اين شهر مي گذرد بسيار دردناکتر و دهشتناکتر از آن است که قابل تصور براي هر کسي باشد حتي براي همان ساکنان آن شهر آرام.

تاثير انديشه هاي زيگموند فرويد و فريدريش ويلهلم نيچه دو روانکاو و انديشمند بزرگ تاريخ بشري بر آثار لينچ نيز به روشني ديده مي شوند. بررسي خودآگاه و ناخودآگاه، تاثير ايندو برهم، تفکيک شدن و يکي شدن ايندو، جنون ذهن بشري، گريز انسان از واقعيت، گرفتاري در چنگال سيستم ها، قدرت ها و عوامل آن ها نمونه هايي عالي در آثار وي هستند. نمونه هايي که در فيلم هايي چون "پرسونا"(اينگمار برگمن)، "باشگاه مشتزني"(ديويد فينچر)، "سگ آندولسي"(لوئيس بونوئل) و ...به وضوح ديده مي شوند.
  این نظر مفید بود؟     35 / 39

razban  سه شنبه 3 آبان 1384 13:26   
ديويد لينچ كابوس ها و هراس هاي آدمي از زندگي در دنياي مدرن را به تصوير مي كشد.دنياي كه هيچ ارزشي در آن ثبات ندارد حتي پيكره آدمي.او در هر فيلمش تو را در جاده اي بي انتها در سياهي شب رها ميكند بي هيچ اميدي به مقصد.
  این نظر مفید بود؟     15 / 21

جدید ترین نظر ارسال شده:
cinema30  شنبه 11 آبان 1387 02:35   
دیوید لینچ رو باید یکی از بزرگترین کارگردانان بزرگ سینمای دنیا به حساب آورد. شاید زمان زیادی طول بکشه تا کارگردان دیگه ای مثل او بوجود بیاد. من لینچ رئ از فیلم مرد فیلم نما شناختم ، مرد فیلم نما با اینکه با دیگر آثار لینچ از حوزه داستانی و متفاوت و در فیلمنامه مسیر دیگری رو طی میکنه اما فیلم جالبی بود بطوریکه من رو به این کارگردان علاقه مند کرد. در آثار لینچ ما بیشتر با صحنه های خشونت آمیز مواجه هستیم و این شاید دید ما رو نسبت به این کارگردان عوض کنه ، اما باید توجه داشت که در پس زمینه همین صحنه های ناهنجار مانند : س ک س ، خشونت ، سادیسم مازوخیسم و بسیاری دیگر از این موارد ، نرمی و لطافت بسیاری وجود دارد.
قصد دیوید لینچ با فیلمنامه های پیچیده ای چون بزرگراه گمشده ، بلوار مالهالند ، Twin Peaks و دیگر آثار این نیست که هوش ما را بسنجد و یا شاید ما را به بازی بگیرد. در کنار این پیچیدگی سادگی در کارهای لینچ وجود دارد و آن زندگی کردن زیباست. پیچیدگی آثار لینچ شاید دقطه عطفی باشد که باید توجه ما را به مقوله دوری از بسیاری از ناهنجارها جلب نماید. شاید درک و فهمیدن بسیاری از کارهای لینچ دشوار و برای برخی نا ممکن باشد اما باید این را فهمید که در کنار زشتی هایی که در این دنیا وجود دارد زیبایی هایی هست که باعث محو زشتی ها می شوند. مواد مخدر ، س ک س ، سادیسم و ... در فیلمهای لینچ همگی در حضور انسانهای مثبت فیلمهای او محو شدنی هستند.
زندگی کردن زیبا ، دوری از زشتی ها ایده آل لینچ است. درود بر این بزرگ مرد سینمای دنیا.
  این نظر مفید بود؟     3 / 3

مشاهده همه نظرات ( مجموعا 23 نظر )
نظرات:
براي نظر دادن، Login کنيد.
ارسال نظر:
در صورت مشاهده ی هر گونه اشکال در املای کلمات، گرامر، ترجمه، طراحی، برنامه و ... ، یا در صورتی که پیشنهادی برای بهتر شدن صفحه فعلی دارید اینجا کلیک کنید.