Fexon Logo
  تبلیغ در فکسون
خوش آمدید!   نام کاربری : کلمه عبور : ورود اتوماتيک براي
جستجو
پیدا کن

جستجوی پیشرفته
جستجوي کاربران
کارگردان شاخص
Michael Winterbottom
Michael Winterbottom

تبلیغ متنی در فکسون به راحتی آگهی خود را مدیریت کنید
تبلیغ متنی در فکسون محل نمایش آگهی متنی شما
جستجوی پیشرفته فکسون با قابلیت‌های تازه قابلیت جستجو بر اساس وجود آیتم فروشی، جستجوی فرمت فیلم (DVD-BDRip)، زبان فیلم و زیرنویس فیلم

Ingmar Bergman   
Ingmar Bergman
افزودن به پروفايل...
July 14, 1918
Uppsala, Uppsala län, Sweden
متولد:
نمایش آثار این هنرمند به ترتیب:
Kris (1946)

Hamnstad (1948)

Till glädje (1950)

Sommarlek (1951)






Kvinnodröm (1955)



Ansiktet (1958)






Tystnaden (1963)


Persona (1966)

Vargtimmen (1968)

Skammen (1968)

Passion, En (1969)

Riten (1969)






Höstsonaten (1978)



Saraband (2003)

به عنوان کارگردان:
Hets (1944)

Kris (1946)

Hamnstad (1948)

Till glädje (1950)

Sommarlek (1951)






Kvinnodröm (1955)



Ansiktet (1958)




Tystnaden (1963)


Persona (1966)

Vargtimmen (1968)

Skammen (1968)

Passion, En (1969)

Riten (1969)




Höstsonaten (1978)



Trolösa (2000)

Saraband (2003)

به عنوان فيلمنامه نويس:
در نقش  Himself
در نقش  Priest
Riten (1969)

در نقش  Himself
به عنوان بازيگر:
9.41 / 10   ( 58 رای )  
   
امتياز:
  
 
امتياز بدهید:
مفید ترین نظرات ارسال شده:
sadegheboof  یکشنبه 4 دی 1384 22:34   
"آنچه در فيلم اهميت دارد لحظه اي است كه در آن مولف وجود نداشته باشد هنرپیشه هم نباشد حتی داستان وموضوع.هیچ چیز نباشد مگر خود فیلم که به حرف می آید و چیزی می گوید که ترجمه نا شدنی است.لحظه ای که از چیزی دیگر حرف زده می شود چیزی که از هیچ راه دیگری بیان شدنی نیست مگر از راه فیلم...فیلم های برگمان چیزهایی هستند جدا از جهان بینی اینگمار برگمان.آنچه در فیلم های برگمان گفته می شود زاده ی خود فیلم هاست و نه برگمان .درک این نکته کاریست انقلابی"
ژاک ریوت
  این نظر مفید بود؟     19 / 25

m2m2  یکشنبه 30 اردیبهشت 1386 03:02   
گذری بر زندگی اینگمار برگمان
اينگمار برگمان در 14 ژولاي 1918 در شهرك UPSSALA در خانواده‏اي روحاني متولد شد.
پدرش اريك برگمان پيشواي كليسای لوتران‏ها پـــيروان لـوتر مي‏باشد. اينگمار، كودكي را در همراهی پدرش براي سفرهـای روزانه از كليسايی به كليسای ديگر مي‏گذراند. بعدها در يك دوره دانشگاهی تاريخ ادبيات شركت كرده و عضو تئاتر دانشجويان مي‏شود. رســاله پاياني او در اين دوره، درباره اشتـرن بــرگ است. در همين زمان با دختري به‏نام ماريـا، هنرپيشه جوان، آشنامي‏شود و هر دو موافقت مي‏كنند تا با شركت اتاقي اجاره كنند. اين ارتباط با مخالفت شديد پدرش روبرو مي‏شود طوري‏كه اينگمار حدود چهار سال هر نوع ارتباطي را با خانواده‏اش قطع مي‏كند.
او در تئاتر اپرا به‏عنوان كمك كارگردان، بدون دريافت حقوق، به كار مشغول مي‏شود. يكي از رقاصان باله تئاتر، حمايت از او را، تا زماني‏كه بالاخره به‏عنوان سوفلور استخدام مي‏شود و حقوقي دريافت مي‏دارد برعهده می‏گيرد.
در اين دوره، او يـك اپرا و دوازده نمـايشنامه مي‏نويسد و مديـر تئاتر اين شانس را به او مي‏دهد تا يكي از نوشته‏هايش را به‏نام مـرگ كاسپر كه الهام آشكاري از اشترن برگ مي‏باشد به اجرا در آورد. بين تماشاچيان تئــاتر، تعدادي از اعضاي مهم‏ترين مؤسسه توليد فيلم سـوئد، تحت تأثير نمايش قرار گرفته و مصمم مي‏شوند او را به استخدام در آورند و بالاخره در سال (1942) تصميم اين مؤسسه باعث مي‏شود كه او عاقبت كـاري منظم پيدا كند. مسـئوليت او تنظيم فيلـم‏نامه‏ها و نوشتن ديـالوگ بر آن‏ها بود. او همـ‏چنين تصميم مي‏گيرد به‏سوي خانواده‏اش بازگردد. در (1943) با Else Fischer، بالرين و طراح رقص، ازدواج مي‏كند و پس از چندي دختر آن‏ها Leva متولد مي‏شود.
شكنجه نمايشنامه‏اي كه او نوشته توسط مؤسسه فيلم‏ساز سوئد خريده شده و توسط Alf.Sjoberg به فيلم برگردانده مي‏شود. به برگمان مجدداً سمت كمك كارگرداني داده مي‏شود و اين اولين تجربه او در سينما است.
چند ماه بعد شركت فيلم‏سازي سوئد از او مي‏خواهد تا از كمدي‏هاي Leck Fisher فيلم‏نامه‏اي تهيه و آن‏را كارگرداني نمايد.
فيلم‏نامه در چهارده روز آماده مي‏شود. مشهور است برگمان در مورد اين تجربه گفت: اگر از من خواسته مي‏شد، فيلم‏نامه‏اي را، حتي از روي دفترچه راهنماي تلفن مي‏نوشتم.
اين فيلم، بحران (1945) نام گرفت و شكستي كامل براي تهيه‏كننده بود.
تهيه‏كننده مستقلي به‏نام Marmasted شانس ديگري به برگمان داده و او فيلم روي عشق‏هامان مي‏بارد را در (1946 ) مي‏سازد.
در همين سال برگمان به Goteberg رفته و در آن‏جا كارگردان تئـــاتر مي‏شود و كار را با كاليـگولا نوشته كامو آغاز نموده و با چند نمايش از نوشته‏هاي خودش ادامه مي‏دهد.
با حمايت Marmasted، او دو فيلم كشتي به هندوستان (سرزمين آرزوها) و موسيقي در تاريكي ( 1947) را مي‏سازد.
فيلم موسيقي در تاريكي با انتقادهاي مثبت استقبال مي‏شود و مؤسسه فيلم‏سازي سوئد از او مي‏خواهد كه در قدم اول فيلـــم‏نامه‏هاي براي Eve و زن بي‏چهره را نوشته (‌اين فيـلم‏نامه بعداً توسط Gustave Malander كـارگـرداني مي‏شود.) و سپس خودش كارگرداني فيلم بندر سر راه را براساس داستان Alf Lansberg برعهده بگيرد.
شكست اين فيلم، يك‏بار ديگر باعث اخراج او از مؤسسه فيلم‏سازي سـوئد مي‏شود و باز هم يك‏بار ديگر با كمك Marmasted، برگمان فيلم زندان را براساس فيلــم‏نامه‏اي از خودش مي‏سازد و اين شايد اولين فيلم مهم برگمان بود.
موفقيت نسبي فيلم او را براي كارگرداني به مؤسسه فيلم سوئد مي‏كشــاند و در طول دو سال چهار فيلم عطش براساس داستاني از برژيت تن گــروت‌، لذت، اينجا اتفاق نمي‏افتد و اينترلـود تابستاني (1950) را مي‏سازد.
اتفاق قابل ذكر در اين زمان ملاقات و آشنايي او با Victor Sjostrom و موافقت Victor براي بازي در بعضي فيلم‏هاي برگمان است.
مؤسسه فيلم‏سازي سوئد در اعتراض به قوانين جديد مالياتي تعطيل شده و برگمان مجدداً بيكار مي‏شود.
Marmasted به برگمان كارگرداني هنري تئاترهايش را پيشنهاد مي‏كند و بعد از چـند شكــست، برگمان آن‏جا را هم ترك مي‏كند.
در همين زمان او با روزنامه‏نگار جواني به‏نام Gun Hagberg رابطه برقرار مي‏كند و صاحب فرزند دختر جديدي مي‏شود. اين دو تصميم مي‏گيرند با هم زندگي كنند. برگمان مجبور به حمايت از دو همسر و پنج فرزند مي‏شود. روابط با Gun الهام‏بخش او براي ساخت فيلم زن منتظر مي‏باشد كه تـوسط شركت سيــــنمايـي سوئد در سال (1952) توليد مي‏شود و بلافاصله پس از اين، ساخت فيلم تابستان با مونيكا آغاز مي‏گردد.
يك‏سال بعد، او به‏عنوان كارگردان در استاد تئاتر StadTeater در استكهلم استخدام مي‏شود. برگمان، همكاري موفقيت‏آميزي را با هنرپيشــه‏هايي كه در آينده به‏طور دائم در فيلم‏هاي او بازي خواهند كرد، آغاز مي‏نمايد. كساني چون گوبل ليندبلوم، ماكس فُن سيدو، اينگريــد تولين، هاريت و بي‏بي اندرسون. در ايـن زمان خاك اره و پولك (شب برهنه) و در (1945 ) درس عشق ساخته مي‏شوند.
اشتغال دوگانه او، سينما و كارگرداني تئاتر، وقت او را كاملاً اشغال مي‏نمايد. در (1955) اينگمار برگمان سفر به پاييز و كمي بعد از آن موفـــق‏ترين فيلم اروپاييش، لبخند شب تابستان برنده جايزه جشنواره كان را مي‏سازد. از اين زمان برگمان به سرعت صعود مي‏كند. موفقيت فيلم سبب مي‏شود تا مؤسسه فيلم‏سازي سوئد از برگمان بخواهد، در مدت 30 روز، فيلم مُهرهفتم (1955) را بسازد.
مُهرهفتم جايزه ويژه جشنواره كان و تقديرنامه‏هاي فراواني از فرانسه، اسپانيا و ايتاليا كسب مي‏كند. سير انديشه مذهبي طولاني مدت اينگمار برگمان از اين‏جا آغاز مي‏شود.
در (1957) او توت‏فرنگي‏هاي وحشي را ساخته و خرس طلايي جشنواره برلين و جايزه ويژه منتقدان وِنيز را كسب مي‏كند. هم‏چنين فيلم‏هاي حاشيه زندگي برنده جايزه بهترين كارگرداني در كان و چهره (جادوگر 1958)برنده جايزه ويژه كارگرداني ونيز مي‏گردد. همين زمان، برگمان، كارگرداني تئاتر مالمو، Malmo را واگذار مي‏كند و با Kali Larebei ازدواج كرده و دانيل متولد می‏شود.
فعاليت ديوانه‏وار برگمان متوقف نمي‏شود. فيلم چشمه باكره (1959) براي او اسكار بهترين فيلم خارجي را مي‏آورد. اينگمار به‏دنبال آن چشمه شيطان را مي‏سازد. به برگمان كه حالا كارگرداني بلند آوازه است پيشنهاد كار در تئاتر دراماتيك استكهلم مي‏شود. اما در (1961) فيلم همچون در يك آيينه را در جزيره فارو فيلم‏برداري مي‏كند. اين فيلم كه اولين قسمت از تريلوژي مذهبي برگمان است، برنده جايزه اسكار بهترين فيلم خارجي گشته و در برلين موفق به كسب جايزه مي‏شود. دومين قسمت از اين تريلوژي روشنايي زمستان نيز برنده جشنواره‏هاي برلين و وين مي‏گردد.
اينگمار به‏دنبال اين فيلم پس از يك‏سال سكوت را مي‏سازد. اين مجموعه با فيلم حالا درباره اين زن قطع مي‏شود. (1964) افسردگي جدي برگمان سبب بستري شدن او در بيمارستان مي‏شود. اودر همان سال پرسونا را مي‏سازد. روابط او با ليو اولمن تولد دختر ديگري را به همراه دارد.
بعد از سال 1965 برگمان، هر سال يك فيلم دارد. ساعت گرگ‏ها (1966)، شرم (1967)، تشريفات تلويزيوني (1968)، اشتياق اولين فيلم رنگي او (1969)، مستندي درباره جزيره فارو براي تلويزيون سوئد، تماس (1970). در (1972) فيلم فريادها و زمزمه‏ها تقريباً در همه جشنواره‏ها برنده جايزه مي‏شد. برگمان پس از اين سريال چشم‏انداز يك ازدواج را براي تلويزيون كارگرداني مي‏كند و نسخه سيــنمايي سه ساعته را مي‏سازد.
در (1973) روياي برگمان بــراي ساختن فيلمي از موزارت به‏نام خلوت سحرآميز به واقعيت مي‏پيوندد. در (1976) او فيلم روانشناسانه روبرو و پس از آن تخم مار را براي دينودو لارنتيس كارگردانـي مي‏كند.
در 30 ژانويه 1976 او را متهم به فرار از ماليات مي‏كنند. آزردگي ناشي از اين موضوع، سبب بستري شدن او در يك مركز رواني مي‏شود. پس از درمان، از سوئد فرار كرده و به جزيره فارو برمـي‏گردد و (1977) پس از انتظاري طولاني براي همكاري با اينگريد برگمن موفق به ساخت سونات پاييزي مي‏شود.
مشكلات او با اداره ماليات به آهستگي رفع مي‏گردد. او براي تلويزيون آلمــان در (1980) زندگي عروسك‏هاي خيمه شب بازي را كارگرداني مي‏نمايد.
برگمان يك‏سال بعد اتوبيوگرافي 5 ساعته تلويزيوني خود، به‏نام ناني و الكساندرا به‏مدت 5 ساعت و نسخه سينمايي آن (به‏مدت 3 ساعت) را خلق مي‏كند. اين فيلم برنده چهار جايزه اسكار مي‏گردد. او به ساخت فيلم‏هاي تلويزيوني ادامه مي‏دهد.
او در سال (1983) بعد از تمريـن، (1985) آدم مقدس، (1986) سيماي كارين را به تصويــر مي‏كشد و سينما را ترك كرده تا خودش را كاملاً وقف كار تئاتر نمايد اما به فيلم‏نامه‏نويسي ادامه مي‏دهد و فيلم‏هاي بهترين هدف كارگردان، بيلي اوگت (1991)، بچه‏هاي يكشنبه (1992)، گفتگوي خصوصي (كارگردان، ليو اولمن(1998) را مي‏نويسد. در (1997) براي تلويزيون سوئد در حضور يك دلقك را به تصوير مي‏كشد و در (1999) بي‏ايمان را براي ليو اولمن مي‏نويسد.
  این نظر مفید بود؟     7 / 9

جدید ترین نظر ارسال شده:
ali_pacino  چهارشنبه 13 شهریور 1387 14:04   
اینگمار برگمان با نام کامل ارنست اینگمار برگمان (به سوئدی: Ernst Ingmar Bergman) ‏(۱۴ ژوئیه ۱۹۱۸- ۳۰ ژوئیه ۲۰۰۷) کارگردان و فیلم‌ساز معاصر سوئدی بود.
وی از برجسته ترین فیلم‌سازان سوئد است.پدرش یک کشیش بود. او نخستین فیلمش را در سال ۱۹۴۵ به نام کریس ساخت. وی پس از فیلم «خانه بازی» که آن را در سال ۱۹۴۹ میلادی ساخت, به آفرینش شاهکارهای سینمایی همت گماشت. نخستین فیلم سینمایی تحسین برانگیز او به زبان انگلیسی فریادها و نجواها نام دارد.
از دیگر فیلم‌های مشهور وی می‌توان به پرسونا و مهر هفتم اشاره کرد.
آخرین فیلم سینمایی به کارگردانی برگمن فانی و آلکساندر (۱۹۸۳) نام دارد که اثری خانوادگی است، در ستایش زندگی و زیبایی‌هایش.
جایزه‌های سینمایی برگمن:
پنج بار نامزد اسکار بهترین فیلمنامه
سه بار نامزد اسکار بهترین کارگردانی
نامزد اسکار بهترین فیلم سینمایی خارجی سال برای فیلم «فــریادها و نجواها»
نامزد اسکار بهترین فــــیلم سینمایی خارجی سال برای فیلم «فانی و آلکساندر» , «چشمه باکرگی» (۱۹۵۹)
نامزد اسکار بهترین فــــیلم سینمایی خارجی سال برای فیلم «همچون در یک آیینه» (۱۹۶۰)
نامزد اسکار بهترین کارگردانی برای چهره به چهره (۱۹۷۵)
جایزه ایروینگ تالبرگ از سوی آکادمی اسکار در سال ۱۹۷۰ میلادی.
فیلم‌ها:
مردی با یک چتر (۱۹۴۶)
سرزمین آرزو (۱۹۴۷)
آینده با من است (۱۹۴۸)
زندان (۱۹۴۹)
رازهای زنان (۱۹۵۳)
تابستانی با مونیکا (۱۹۵۳)
شب عریان (۱۹۵۴)
درسی در عشق (۱۹۵۴)
لبخندهای یک شب تابستانی (1955)
توت فرنگی های وحشی (1957)
چشمه باکره (1960)
چشم شیطان (۱۹۶۰)
پرسونا (۱۹۶۶)
صحنه یک ازدواج (۱۹۷۴)
فلوت جادویی (1975)
چهره به چهره (۱۹۷۶)
سونات پاییزی (۱۹۷۸)
فانی و الکساندر (1980)
ساراباند (۲۰۰۳)
  این نظر مفید بود؟     1 / 2

مشاهده همه نظرات ( مجموعا 13 نظر )
نظرات:
براي نظر دادن، Login کنيد.
ارسال نظر:
در صورت مشاهده ی هر گونه اشکال در املای کلمات، گرامر، ترجمه، طراحی، برنامه و ... ، یا در صورتی که پیشنهادی برای بهتر شدن صفحه فعلی دارید اینجا کلیک کنید.