Fexon.com Comments On Artists http://www.fexon.com/pcomments.php Last 10 Comments submitted to Fexon.com Tue, 19 Aug 2008 19:10:37 GMT fa ali_pacino's Comment about "Kevin Costner" http://www.fexon.com/personinfo.php?pid=120 http://www.fexon.com/personinfo.php?pid=120 Tue, 19 Aug 2008 19:10:37 GMT کوین کاستنر (زاده ۱۸ ژانویه ۱۹۵۵) بازیگر و کارگردان آمریکایی صاحب جایزه اسکار است که اکثر فیلمهایش را خودش می‌‌سازد. او فرزند ویلیام کاستنر (برق‌کار آلمانی-آمریکایی) و شارون تدریک (از نژاد ایرلندی) می‌‌باشد. او با ساختن فیلم با گرگ‌ها می‌رقصد ‌(فیلم) به شهرت دست یافت و صاحب جایزه اسکار بهترین فیلم، بازیگر و کارگردان شد. ali_pacino's Comment about "Al Pacino" http://www.fexon.com/personinfo.php?pid=136 http://www.fexon.com/personinfo.php?pid=136 Tue, 19 Aug 2008 18:56:09 GMT آلفردو جیمز "اَل" پاچینو (زاده ۲۵ آوریل ۱۹۴۰) بازیگر آمریکایی و از برندگان جایزه اسکار می‌باشد. آلفردو جیمز پاچینو در نیویورک دیده به جهان گشود و پدرش سالواتور پاچینو (زاده شهر کورلئونه) کارمند شرکت بیمه و مادرش رز پاچینو (دارای تبار آمریکایی-ایتالیایی) خانه‌دار بود. والدین او هنگامی که او بچه بود از هم جدا شدند. پدربزرگ و مادربزرگ او در اصل اهل سیسیلی بودند. وی در دوران جوانی و در حالی که بیش از ۲۲ سال از بهار زندگی‌اش نمی‌گذشت مادرش را از دست داد. پاچینو پیش از مرگ مادرش، زندگی چندان لذت بخشی را پشت سر نگذاشته بود و چون والدینش خیلی زود از هم جدا شده بودند، مجبور شد به همراه مادرش به خانه پدربزرگش نقل مکان کرده و در آن‌جا اقامت کند. ورود او به عرصه بازیگری را باید سال ۱۹۶۹ دانست. پاچینو در این سال در فیلم ناتالی و من بازی کرد و دو سال پس از آن نیز ایفای نقشی در وحشت در نیلی پارک را پذیرفت. اما بازی در این دو فیلم هرگز او را راضی نکرد تا اینکه فرانسیس فورد کاپولا تصمیم به ساخت یکی از شاهکارهای تاریخ سینما یعنی فیلم پدرخوانده گرفت و نقش «مایکل کورلئونه» به او واگذار شد. رابرت ردفورد و جک نیکلسون و جمعی دیگر از بازیگران معروف سینما مورد آزمایش قرار گرفتند. اما کاپولا فقط پاچینو را انتخاب کرد. پاچینو برای این فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد که به آن نرسید. در سال ۱۹۷۳ او در فیلم‌های مترسک و سرپیکو بازی کرد. در مترسک نقش آدمی سرگشته را داشت که در پی هویت خویش است و در سرپیکو نیز یک پاچینوی تمام عیار بود. وی در این فیلم نقش فرانک سرپیکو افسر پلیسی را بازی کرد که فساد افسران مافوق خود را افشا می‌کند. پاچینو در همان سال بار دیگر نامزد دریافت اسکار شد اما باز هم این جایزه نصیبش نشد. اما منتقدان، جایزه گلدن گلاب را به سبب بازی در سرپیکو به وی اهدا کردند. از دیگر بازی‌های چشمگیر پاچینو می‌توان به حضورش در فیلم‌های پدرخوانده ۲ (۱۹۷۴)، بعد از ظهر سگی(۱۹۷۵) و فیلم و عدالت برای همه(۱۹۷۹) اشاره کرد. پاچینو برای بازی در همه این فیلم‌ها نامزد اسکار شد ولی مورد بی مهری اعضای اسکار قرار گرفت. او می‌گوید: «من برای اسکار بازی نمی‌کنم، چون بازیگری عشق من است، عشقی که هرگز نمی‌توانم رهایش کنم». او برای بازی در فیلم هایی چون کرامر علیه کرامر(۱۹۷۹)، اینک آخرالزمان، متولد چهارم جولای(۱۹۸۹) دعوت شد ولی او این پیشنهادها را قبول نکرد. هنگامی که کاپولا برای فیلم اینک آخرالزمان او را دعوت کرد، پاچینو در یک جمله پاسخ منفی به او داد: «من با تو به جنگ نخواهم آمد». دههٔ ۹۰ را برای باید دههٔ نوینی برای پاچینو دانست، زیرا او که پس از بازی در فیلم انقلاب (۱۹۸۵) مبتلا به ذات الریه شده و مدت چهار سال نیز از عالم سینما دور مانده بود، در فیلم دریای عشق (۱۹۸۹) بار دیگر خوش درخشید.از فیلم‌های معروف او در این دهه می‌توان به دیک تریسی، پدرخوانده ۳(۱۹۹۰)، فرانکی و جانی(۱۹۹۱)، گلن گری گلن راس(۱۹۹۲)، راه کارلیتو(۱۹۹۳)، التهاب(۱۹۹۵)، تالار شهر(۱۹۹۶)، وکیل مدافع شیطان، دنی براسکو(۱۹۹۷) و خودی (فیلم)(۱۹۹۸) اشاره کرد.اما برترین فیلم او در این دهه، بوی خوش زن در سال ۱۹۹۲ می‌باشد که جایزه اسکار را برایش به ارمغان آورد. او در این فیلم ایفاگر نقش مرد نابینایی بود که عشق به همنوع را به بهترین شکل ممکن بیان می‌کند. علاوه بر جایزه اسکار، جایزه گلدن گلاب نیز برای این فیلم از سوی منتقدان، به او اعطا شد.زمانی که نقش شیطان در فیلم وکیل مدافع شیطان (۱۹۹۷) را ایفا کرد، همه بزرگان، نامداران و تماشاگران سینما و مردم عادی او را نابغه خواندند. در سال ۱۹۹۶ از سوی انجمن گوتام جایزه ویژهٔ یک عمر فعالیت هنری نصیبش شد و پش از آن نیز از سوی فستیوال بین المللی فیلم سن سباستین اسپانیا، جایزه مشابهی به او اهدا شد. او در سال ۲۰۰۲ در فیلم بی خوابی نقش یک کاراگاه را بازی کرد که در تعقیب یک قاتل حرفه‌ای است. تاجر ونیزی (۲۰۰۴) را باید بهترین فیلم او از سال ۲۰۰۰ به بعد دانست. کمتر بازیگری در سینمای جهان می‌توان سراغ گرفت که نظیر پاچینو قدرت بازی با چشم را داشته باشد. چشمان پاچینو قدرت صحبت کردن با مخاطب را دارد و می‌توان برق خاصی را در دیدگان وی احساس کرد. این یکی از امتیازات منحصر به فرد او است و فیلم پدرخوانده ۲ اوج بازی وی با چشمهایش به شمار می‌رود. قدرت و تأثیر نگاه او صحنه‌های جاودانه‌ای را در تاریخ سینمای جهان خلق کرده است. به‌عنوان مثال بازی استثنایی او در سکانس مرگ سولاتسو و پلیس خیانت کار در فیلم پدر خوانده۱، استعداد بی نظیرش را به نمایش می‌گذارد. پاچینو در بازیگری دارای سبک ویژه‌ای است و به واقع سرشار از استعداد است و به خوبی می‌تواند ایفاگر هر نقشی باشد. نکته برجسته در بیشتر بازیهای او این است که مخاطب را با خود همراه می‌سازد. فرانسیس فورد کاپولا درباره او می‌گوید: «اگر کارگردان نمی‌شدم دوست داشتم یک پاچینو بودم». صدای گرم و دلنشین او در بازی به پاچینو کمک فراوانی می‌کند، گویی اعضای بدنش همه هنگام بازی واقعاً بازیگر هستند. در میان ستاره‌های هالیوود، بازیگران انگشت شماری چون مارلون براندو را می‌توان یافت که صدایی مانند او داشته باشند. پاچینو تاکنون ازدواج نکرده‌است اما دارای سه فرزند است كه یکی از آنان دختریی به نام جولی ماریاست (متولد ۱۹۸۸) که در پی رابطه چندین ساله‌اش با مربی بازیگری آموزشگاه لی استراسبرگ، «جن ترنت»، به دنیا آمد و دو فرزند دیگرش دوقلوهایی با نام‌های انتون و اوليويا هستند (متولد۲۰۰۱) كه آن‌ها نيز ثمره رابطه ناموفقش با «بورلی دی آنجلو» بودند. آل پاچینو در زندگی شخصی خود چیزی برای مخفی کردن ندارد و شاید به همین دلیل نزد مطبوعات و روزنامه‌نگاران از محبوبیت ویژه‌ای برخوردار است. او انسانی وارسته و درستکار است که همواره تلاش دارد به همنوعان خود، آن هم به هر شکل ممکن کمک نماید و همین موضوع سبب شده تا وی دوست‌داشتنی باشد. جوایز ۱۹۷۲ - نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد - پدرخوانده ۱۹۷۳ - نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد - سرپیکو ۱۹۷۴ - نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد - پدرخوانده ۲ ۱۹۷۵ - نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد - بعدازظهر سگی ۱۹۷۹ - نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد - عدالت برای همه ۱۹۹۰ - نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد - دیک تریسی ۱۹۹۲ - نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد - گلن گری گلنراس ۱۹۹۲ - برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد - بوی خوش زن ۱۹۷۵ - برنده جایزه بفتا بهترین بازیگر نقش اول مرد - بعدازظهر سگی. ۱۹۷۵ - برنده جایزه بفتا بهترین بازیگر نقش اول مرد - پدرخوانده ۲. ۲۰۰۳ - برنده جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش اول مرد - فرشتگان در آمریکا. ۱۹۹۲ - برنده جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش اول مرد - بوی خوش زن. ۱۹۷۳ - برنده جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش اول مرد - سرپیکو. 2007 - تقدیر از او در مراسم AFI به خاطر یک عمر تلاش در عرصه سینما و بازیگری ali_pacino's Comment about "Tom Hanks" http://www.fexon.com/personinfo.php?pid=110 http://www.fexon.com/personinfo.php?pid=110 Tue, 19 Aug 2008 18:38:29 GMT توماس جفری هَنکس (به انگلیسی: Thomas Jeffrey Hanks) هنرپیشه، کمدین، کارگردان، دوبلور و نویسنده آمریکایی است که تاکنون دو بار موفق به دریافت جایزه اسکار شده‌است. او به خاطر بازی نقش‌های قابل توجه در بسیاری از فیلم‌های محبوب و بحث ‌برانگیز معروف است. درآمد ناخالص هنکس برای ۳۱ فیلمی که بازی کرده است چیزی در حدود سه میلیارد دلار تخمین زده‌ میشود که از این لحاظ در بین هنرپیشگان مقام اول را داراست. تام هنکس کارش را با بازی در مجموعه‌های تلویزیونی کمدی و خانوادگی آغاز کرد. در سال‌های ۸۲-۱۹۸۰ به خاطر بازی در سریال کمدی دوستان صمیمی (‌Bosom Buddies) مورد توجه قرار گرفت و با ایفای نقش در فیلم ‌بزرگ (Big) به شهرت رسید. بعدها کمدی را کنار گذاشت و بازی در درام‌های جدی را آغاز کرد. در سال‌های اخیر کارهای متفاوتی در درام‌های جدی، کمدی و پویانمایی اجرا کرده است. او در هر دو سری فیلم کارتونی‌ داستان اسباب‌بازی‌ها، صدای وودی، عروسک گاوچران را اجرا کرده است. هنکس در حال حاضر یکی از مردان پرطرفدار هالیوود است. دستمزد وی برای هر کدام از فیلم‌های اخیرش ۲۰ میلیون دلار امریکا بوده است. بازی او در نقش دوست داشتنی فارست گامپ، هفتاد میلیون دلار درآمد برایش به همراه داشت. هنکس طرفدار تیم فوتبال آستون ویلای انگلیس است. فیلم‌ها ۱۹۹۳ - بی‌خوابی در سیاتل (سام بالدوین) ۱۹۹۳ - فیلادلفیا (آندرو بکت) ۱۹۹۴ - فارست گامپ (فارست گامپ) ۱۹۹۵ - آپولو ۱۳ (فیلم) (جیم لاول) ۱۹۹۵ - داستان اسباب بازی(انیمیشن) (صدای وودی) ۱۹۹۶ - آن کاری که کردی (آقای اسمیت) ۱۹۹۸ - نجات سرجوخه رایان (جان میلر) ۱۹۹۸ - نامه دارید (جو فاکس) ۱۹۹۹ - داستان اسباب بازی ۲(انیمیشن) (صدای وودی) ۱۹۹۹ - دالان سبز (پل ادکامپ) ۲۰۰۰ - دورافتاده‌ (چاک نولاند) ۲۰۰۲ - جاده‌ای به‌سوی تباهی (میشل سالیوان) ۲۰۰۲ - اگر می‌توانی مرا بگیر (کارل هانراتی) ۲۰۰۴ - ترمینال (ویکتور ناورسکی) ۲۰۰۴ - قطار سریع السیر قطبی(انیمیشن) (گوینده) ۲۰۰۵ - رمز داوینچی (رابرت لنگدان) ۲۰۰۶ - ماشین ها (انیمیشن) (گوینده) ۲۰۰۷ - جنگ چارلی ویلسون (چارلی ویلسون) جوایز ۲۰۰۱ - نامزد اسکار بازیگر نقش اول مرد برای فیلم دورافتاده ۱۹۹۹ - نامزد اسکار بازیگر نقش اول مرد برای فیلم نجات سرجوخه رایان ۱۹۹۵ - برنده اسکار بازیگر نقس اول مرد برای فیلم فارست گامپ ۱۹۹۴ - برنده اسکار بازیگر نقش اول مرد برای فیلم فیلادلفیا ۱۹۸۹ - نامزد اسکار بازیگر نقش اول مرد برای فیلم بزرگ ۱۹۹۴ - برنده خرس نقره‌ای جشنواره برلین برای فیلم فیلادلفیا ali_pacino's Comment about "Dustin Hoffman" http://www.fexon.com/personinfo.php?pid=421 http://www.fexon.com/personinfo.php?pid=421 Tue, 19 Aug 2008 18:34:46 GMT داستین لی هافمن (زاده ۸ اوت ۱۹۳۷) بازیگر آمریکایی برنده جایزه اسکار است که در لوس آنجلس (در امریکا) به دنیا آمده است. پدرش یهودی روسی الاصل بودکه علاوه بر طراحی مبلمان به عنوان خیاط در کمپانی کلمبیا کار می کردو مادرش هنرپیشه آماتور تئاتر بود. داستین هافمن در اواخر دهه 60 وارد سینما شد. در آن هنگام کمتر کسی فکر می کرد که او با این جثه نحیف و دماغ دراز ممکن است بتواند به یکی از بازیگران صاحب سبک سینمای آمریکا تبدیل شود. راه رفتن او در آن اوایل به دوره گردهای ویلانی می مانست که جز حماقت چیزی را منتقل نمی کرد. خودش می گوید که آن موقع با جین هاکمن (بازیگر فیلم ارتباط فرانسوی) و رابرت دووال (بازیگر فیلم پدرخوانده و کارگردان کنونی) تصمیم گرفتیم تحت هر شرایطی به حرفه مان ادامه بدهیم، حتی اگر از استودیوها بیرونمان بیندازند. زمانی که او وارد سینما شد، کلینت ایستوود با وسترن های اسپاگتی غوغا می کرد، رابرت دنیرو و آل پاچینو هر یک با نقش های بزرگی که ایفا کردند، استعداد فوق العاده خود را به رخ کشیدند و هافمن تازه فهمید که شاید در حساس ترین موقعیت تاریخی وارد سینما شده. در دوره ورود او، ستاره های قدیمی افول کرده بودند و این خود زمینه ای بود برای ورود جوانان پرورش یافته در مکاتب بازیگری. داستین هافمن هرگز شمایل یک قهرمان هالیوودی را نداشته است. قد کوتاه او و تند تند حرف زدن و بالا و پایین پریدنش هیچ ربطی به وقار و آقامنشی بازیگران طلایی سینمای آمریکا ندارد؛ اما ظاهرا شرایط تغییر یافته بود و دیگر کسی برای بازیگران جا سنگین و پرفیس و افاده، حتی تره هم خرد نمی کرد و شاید به دلیل همین تغییر دوران بود که وارن بیتی و رایان اونیل هیچ وقت تبدیل به بازیگر درجه یکی نشدند و نتوانستند فیلم های موفق خود را تکرار کنند. در عوض هافمن هر نقشی را بازی کرد، از یانکی عجیب و غریب «بزرگمرد کوچک» گرفته تا شخصیت زن نمای «توتسی»، از جوان آسمون جل «کابوی نیمه شب» تا مرد درآستانه فروپاشی «کریمر علیه کریمر»، از دونده به انتها رسیده «ماراتن من» تا جوان سرگشته «فارغ التحصیل» و بعد «تمام مردان رئیس جمهور»، «شهر دیوانه» و... یک بار در اظهار نظری با مزه گفت که فقط فیلم های جیمز باندی را در کارنامه اش کم دارد که اتفاقا باید گفت هیات ظاهری اش بسیار برازنده این کارمند سرویس جاسوسی انگلستان هم هست! تصور کنید داستین هافمن با آن هیبت و ظاهر معصومانه بخواهد وارد تشکیلات امنیتی چین شود. او تا کنون هفت بار کاندیدای دریافت اسکار شده و دوبار این جایزه را به خاطر «کریمر علیه کریمر» و «مرد بارانی» تصاحب کرده است. اوج دوران حرفه ای داستین هافمن به دهه 70 برمی گردد که در این سال ها به همراه دنیرو و پاچینو نسل تازه ای بودند که قرار بود آینده را تسخیر کنند. هافمن در فیلم ستایش شده «بزرگمرد کوچک» به کارگردانی آرتورپن، نمایش تحسین برانگیزی داشت. این وسترن نامتعارف نگاه بسیار متفاوتی به تمدن آمریکایی داشت و خیلی ها این کار آرتورپن را در کنار وسترن های اسپاگتی سرجئو لئونه، جزو آخرین آثار برتر این ژانر خاطره انگیز به حساب می آورند. جثه کوچک هافمن برازنده یک قهرمان ششلول بند نبود، قهرمانی که در طول سال ها با نقش آفرینی های جان وین شکلی اسطوره ای به خود گرفته بود. بر عکس در دوران افول این سینما، دیگر نمی شد با مهارت های فردی یک خود خواه بد دهن، تماشاگران را جذب کرد و دیگر کسی تمایلی به تکرار شمایل جیمز استوارت و گریگوری پک و جان وین نداشت. همچنین فیلم «کابوی نیمه شب» مرثیه ای بود برای فیلم های خیابانی که از الگوی داستانی «رابطه دو دوست» پیروی می کرد. بازی های درخشان جان وویت و داستین هافمن در این فیلم تاثیر گذار جان شله زینگر، شیوه تازه ای از بازیگری را به جهان سینما معرفی کرد. بازی هایی که از عادت های روزمره مردم سرچشمه می گرفت و در ارتباط با زندگی آنها معنا می شد. با این همه داستین هافمن پس از دریافت دومین اسکارش، تقریبا به محاق رفت. در سال های دهه نود که شاهد اوج گیری دوباره هم نسلان او هستیم او نقش آنچنان چالش برانگیزی نیافت تا خودش را احیا کند. فیلم «شهر دیوانه» ساخته کوستا گاوراس تا حدودی بار دیگر نام او را بر سر زبان ها انداخت؛ اما نقشی بنیادی برای بازیگری که دو بار جایزه اسکار گرفته نبود. هافمن 68 ساله از این سال ها با شیفتگی و احترام یاد می کند. او معتقد است تجربیات زندگی به شناختش از بازیگری کمک فراوانی کرده است. در یکی از فیلم های اخیرش با نام «راه مهتاب» با بازیگران نسبتا جوانی همکاری داشت. جیک گیلنهال بازیگر نقش جونست معتقد است که هافمن چنان انرژی ای به او داده بود که احساس می کرد واقعا این نقش را بارها در زندگی اش تجربه کرده. این بازیگر اعتراف می کند که در روزهای اولیه فیلمبرداری از بابت بازی در کنار هافمن دچار تشویقش فراوانی بوده؛ اما بعد رابطه شان آنقدر صمیمی شده بود که پیش از شروع فیلمبرداری سر به سر هم می گذاشتند. داستین هافمن تا پیش از «راه مهتاب» سه سال از سینما دور بود. او دلیل این کار را استراحت و دوری از مناسباتی می داند که با آنها بیگانه است. او نسبت به نحوه تولید فیلم ها و بازاریابی شان در هالیوود بشدت معترض است و هنوز معتقد است که دلیل اصلی مشکلات سینما، وجود همین دلال بازی های احمقانه است. او با تاکید بر این که روی آوردن سازندگان سینمای هالیوود به تصاویر جلوه گرانه و فیلم های پرفروش، این آثار را از معنا و محتوا تهی کرده، ترجیح می دهد وقتی قادر نیست جلوی این جریان سهمگین را بگیرد، خودش را حذف کند. او با همسرش در این خصوص مشورت کرد و به این نتیجه رسید که باید مدتی از سینما دور بماند. به همین خاطر سه سال در هیچ فیلمی بازی نکرد و سرانجام بازی در «راه مهتاب» را پذیرفت که خیلی ها معتقدند شباهت های بسیاری به فیلم «فارغ التحصیل» ساخته مایک نیکولز دارد. هافمن در سال های اخیر همیشه بازی متعادلی داشته، نه خوب خوب و نه بد بد. در این سن و سال بیش از هر چیز به نقشی چالش برانگیز می اندیشد که پایان خوشی باشد بر چهل سال حضورش به عنوان بازیگر. با این حال هنوز در صدد تجربه های تازه است. او از جانی دپ جوان به عنوان یکی از برترین های سینمای دنیا یاد می کند و امیدوار است تا تجربه مشترکی با هم داشته باشند، از سوی دیگر همیشه دوست داشته تا نقشی در تجربه های بلند پروازانه سینماگران هندی داشته باشد. مثلا بازی اش در «مرگ یک دستفروش» به کارگردانی فولکر اشلوندروف بسیار مورد توجه قرار گرفت. او خودش در سال 1985 این فیلم را تهیه و در آن بازی کرد. سوزان ساراندون بازیگر فیلم «راه مهتاب» نمی تواند خوشحالی خودش را از بازی کردن در کنار داستین هافمن پنهان کند. او درباره همکاری اش گفته که نقش های ما به دلیل پویایی شان به هم نزدیک بودند. من و او در این فیلم نقش آدم هایی را بازی می کنیم که بیش از هر چیز خانواده برایشان اهمیت دارد و همین مسئله باعث پیوند ماست. در فیلم «سگ را بجنبان» یک بار دیگر شاهد قدرت نمایی این بازیگر کهنه کار بودیم. او با تسلط فوق العاده اش نقش مشاور سیاسی این فیلم را به خوبی ایفا کرد. برای او که در حال حاضر 6 فرزند دارد، هر فیلمی به منزله فرصتی است تا تجربیاتش را در اختیار جوانان بگذارد. یکی دیگر از توافقات او با همسرش لیزا، این بود که تا سر حد امکان از پذیرفتن نقش های نه چندان معتبر و مستحکم خودداری کند و انرژی خود را برای بازی در پروژه ای مناسب حفظ کند. او به همین دلیل از همسرش تشکر می کند که همواره در شرایط سخت به یاریش شتافته. او در ادامه صحبت هایش می گوید که در زندگی خصوصی اش هرگز نتوانسته با وقایع هولناک رخ داده به سرعت کنار بیاید. «دوست دارم به هر طریقی که شده از وقوع اتفاقات ناگوار جلوگیری کنم. در این سن و سال دیگر مایل نیستم با اندوه زندگی کنم؛ اما مشکلات را به عنوان بخشی از زندگی ام پذیرفته ام.» داستین هافمن از بیلی کرداپ و لیلی سوبیسکی به عنوان استعدادهای آینده سینما یاد می کند. در ادامه از شرایط نه چندان مساعد سینمای امروز به عنوان مانعی برای رشد استعدادها و خلاقیت های بازیگران یاد می کند: «ما در جوانی تصمیم داشتیم تا با یک شرکت تئاتری کوچک قرار داد خونی امضاء کنیم و تا ابد برای آن ها روی صحنه برویم. ما این طور شروع کردیم و اکنون با وجود همه این جوایزی که دریافت کرده ام و با این که در این دوران سالخوردگی دیگر انرژی جوانی ام را ندارم؛ اما هنوز شور و شوق تجربه کردن در این حرفه را دارم و به نقش های پیشنهادی فکر می کنم. تا زمانی که این احساس در من هست با تلاش تمام ادامه می دهم و مطمئن باشید روزی که این احساس دیگر وجود نداشته باشد، داستین هافمن وجود نخواهد داشت. جوایزاسکار نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر به خاطر بازی در" فارغ التحصیل" در سال 1967 نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر به خاطر بازی در" کابوی نیمه شب" در سال 1969 نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر به خاطر بازی در" Lenny" در سال 1974 نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر به خاطر بازی در" توتسی" در سال 1982 برنده اسکار بهترین بازیگر مرد به خاطر بازی در" کرامر علیه کرامر" در سال 1979 برنده اسکار بهترین بازیگر مرد به خاطر بازی در" مرد بارانی" در سال 1988 ali_pacino's Comment about "Christian Bale" http://www.fexon.com/personinfo.php?pid=1033 http://www.fexon.com/personinfo.php?pid=1033 Tue, 19 Aug 2008 18:27:22 GMT کریستین چارلز فیلیپ بیل (به انگلیسی: Christian Charles Philip Bale) ‏(۳۰ ژانویه ۱۹۷۴) هنرپیشهٔ بریتانیایی است. او در فیلم‌هایی مانند امپراتوری خورشید، روانی آمریکایی، تعادل، ماشین‌کار، بتمن آغاز می‌کند، شوالیه‌ی تاریکی و رستگاری نابودگر بازی کرده‌است. بیل به تسلط بر لهجه‌های مختلف و رژیم‌های سخت گیرانه به منظور کاهش و افزایش وزن برای ایفای نقش‌های خود مانند نقش‌هایش در بتمن آغاز می‌کند، ماشین‌کار و سقوط رهایی مشهور است. وی قبل از رسیدن به موفقیت در نقش بت‌من بیشتر در فیلم‌های مستقل بازی می‌کرد. شهرت بیل از زمانی آغاز شد که به بازی در فیلم امپراتوری خورشید ساخته استیون اسپیلبرگ در ۱۳ سالگی پرداخت. نقش وی در این فیلم پسری انگلیسی بود که در حین جنگ جهانی دوم از پدر و مادرش جدا می‌شود و سپس خود را در اردوگاه نگاهداری ژاپنی پیدا می‌کند. از آن زمان تا حال کریستین نقش‌های متفاوت بسیاری را بازی کرده است. شماره دهمین سالگرد مجله اینترتینمنت ویکلی وی را جزو ده فرد برتر از نظر تعداد طرفداران در دهه گذشته اعلام کرد. همچنین در رای گیری سال ۲۰۰۷ سایت بانک اطلاعات اینترنتی فیلم‌ها کاربران وی را به عنوان بازیگر زیر ۴۰ سال مورد علاقه خود انتخاب کرند. به علاوه اینترتینمنت ویکلی از او برای نقشش در فیلم روانی آمریکایی به عنوان «خلاقترین افراد در سرگرمی» نام برده است. کریستین در ۳۰ ژانویه ۱۹۷۴ در هاورفوردوست، پمبروک‌شایر، ولز به دنیا آمد.پدر وی دوید بیل موسس شرکت ٫ رهبر اقتصادی و مدیر استعداد بود.مادر وی جنی جیمز دلقک سیر و بازیگر بود.هر دو انگلیسی بودند.وی جوانترین از چهار بچه خانواده است.کریستین کودکی خود را در کشورهای مختلفی مانند پرتغال ٫ پادشاهی متحده و ایالات متحده آمریکا گذارند. خانواده وی در سال ۱۹۷۶ زمانی که وی دو سالش بود از ولز به بورنموس تغییر مکان دادند و چهار سال در آنجا ماندند.وی در بورنموس به مدرسه بورنموس رفت و در بازی راگبی ۱۵ نفره فعالانه شرکت می کرد. وی کودکی خود را به توجه به در سیرک بودن مادرش بسیار جالب می داند.وی می گوید که اولین بوسه اش با بندبازی به نام بارتا بوده است. وی در بچگی به یاد گرفتن باله و گیتار می پرداخت. کار خواهر وی لوئیس در تائتر نیز تاثیر مهمی در تصمیم وی در بازیگر شدن داشته است. پدر او وی را در تصمیمش برای بازیگر شدن تشویق می کرد.وی از شغل رهبر اقتصادی خود استفا داد تا بتواند تا حرفه در حال جوانه زدن پسرش را مدیریت کند. پدر وی در ۳۰ دسامبر ۲۰۰۳ در سن ۶۲ سالگی درگذشت. اولین نقش کریستین بیل در دنیای بازیگری در تبلیغی برای شرکت تولید کننده مواد لطیف کننده پارچه لنور در سال ۱۹۸۲ در سن ۸ سالگی بود. وی سال بعد از آن در تبلیغ غلات پک-من به عنوان بچه ای که ستاره راک اند رول بود بازی کرد. وی نخستین نقش روی صحنها اش را در نرد و در مقابل روآن اتکینسون بازی کرد. ali_pacino's Comment about "Kevin Spacey" http://www.fexon.com/personinfo.php?pid=355 http://www.fexon.com/personinfo.php?pid=355 Tue, 19 Aug 2008 18:21:39 GMT کوین اسپیسی (به انگلیسی: Kevin Spacey) بازیگر مطرح و کارگردان سینمای هالیوود. متولد ۲۶ ژوئیه ۱۹۵۹ (۳ مرداد ۱۳۳۸) در ایالت نیوجرزی در کشور آمریکا است. او علاوه بر بازیگری به کارگردانی و تهیه‌کنندگی سینما هم می‌پردازد که مهم‌ترین فعالیت وی در این حوزه به کارگردانی و نویسندگی فیلم آنسوی دریا بر می‌گردد. کوین اسپیسی از موفق ترین بازیگران دهه نود سینمای جهان محسوب می شود. جوایز برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای زیبای آمریکایی برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش دوم مرد برای مظنونین همیشگی برنده جایزه بهترین بازیگری مرد از جشنواره بفتا برای زیبای آمریکایی ali_pacino's Comment about "Ingrid Bergman" http://www.fexon.com/personinfo.php?pid=944 http://www.fexon.com/personinfo.php?pid=944 Tue, 19 Aug 2008 18:18:44 GMT اینگرید برگمن (به سوئدی: Ingrid Bergman) (۱۹۸۲-۱۹۱۵) بازیگر سرشناس و فقید سینما است. بازیگر سوئدی الاصل و فوق ستاره دهه چهل هالیوود در ۲۹ آگوست ۱۹۱۵ از پدری سوئدی و مادری آلمانی به دنیا آمد. در کودکی مادرش را از دست داد و پس از تحصیل در آکادمی هنرهای دراماتیک استکهلم بازی در فیلم های سوئدی را آغاز کرد و در عرض یکسال به ستاره اول سینمای سوئد تبدیل شد. آخرین فیلم او اینترمتسو Intermezzo (میان پرده) مورد توجه دیوید سلزنیک فیلم ساز معروف هالیوود (سازنده فیلم بر باد رفته) قرار گرفت و از او برای بازسازی دوباره این فیلم در آمریکا دعوت کرد. موفقیت دوباره این فیلم در آمریکا زمینه آغاز حضور برگمن در آمریکا بود. پس از ورود به هالیوود تیپ منحصر به فرد او که با تمام بازیگران زن آن زمان متفاوت بود به خصوص ویژگی طبیعی بودن (به دلیل عدم نیاز به گریم صورت) در کنار زیبایی مسحور کننده و بازی های هنرمندانه او مورد توجه و استقبال بسیار قرار گرفت به طوری که روزنامه ها در وصف او نوشتند خانم برگمن نه تنها بازیگری واقعا هنرمند است بلکه این قدر زیباست که خود نیز یك شاهکار هنری به شمار می آید . استعدادی که او در فیلم هایش به نمایش گذاشت باعث شد که در عرض سه سال به ستاره زن اول سینمای آمریکا مبدل شود. . پس از بازی درخشان در فیلم دکتر جکیل و آقای هاید برای ایفای نقش مقابل همفری بوگارت در فیلم کازابلانکا انتخاب شد که امروزه از آن به عنوان محبوب ترین فیلم تاریخ سینمای آمریکا نام می برند . سپس در فیلم معروف زنگها برای که به صدا در می آید در مقابل گری کوپر بازی کرد تا اینکه بازی عالی او در فیلم چراغ گاز به کارگردانی کیوکر اولین جایزه اسکار را برایش به ارمغان آورد یکسال بعد فیلم طلسم شده Spellbound را با کارگردانی آلفرد هیچکاک و بازی گریگوری پک بازی كرد که موفقیت زیاد فیلم باعث شد که سلزنیک بلافاصله فیلم معروف بدنام ( Notorious) را پیشنهاد بدهد . اینبار هم بازی درخشان او در برابر کری گرانت و کارگردانی عالی آلفرد هیچکاک شاهکاری جدید آفرید . محبوبیت روز افزون او با بازی در فیلم ناقوس های سنت ماری به نقش یك راهبه پر جنب و جوش و فروش عالی فیلم افزایش یافت و عموم مردم آمریکا نه تنها او را بازیگر محبوب خود بلکه الگویی از یك زن نجیب و نیمه مقدس می دانستند. این الگوی مقدس با بازی او در فیلم ژاندارک به کارگردانی ویکتور فلمینگ (کارگردان بر باد رفته) به اوج رسید. طی سه سال پیاپی او قهرمان مسابقات محبوبیت در آمریکا شده بود چیزی که قبل از آن سابقه نداشت. شور و شوقی که او در اواسط دهه چهل در میان تماشاگران بوجود آورد تا به امروز نظیر نداشته است. اما روزگار هم بازی های خطرناکی برای او در نظر گرفته بود تا شمایل بت گونه اش را بشکند. پس از بازی در فیلم در برج جدی آلفرد هیچکاک و طاق نصرت او تصمیم گرفت تا شروع به بازی در فیلم های هنری از نوعی متفاوت کند. چیزی که از آن به عنوان طغیان او علیه سیستم استودیویی آن زمان هالیوود و سیستم ستاره سازی مرسوم آن تعبیر می شد . بدین ترتیب برگمن پس از مشاهده فیلم رم شهر بی دفاع (روبرتو روسلینی ایتالیایی) طی نامه ای پیشنهاد همکاری با روسلینی را داد و برای بازی در فیلم استرومبولی به ایتالیا رفت. در جریان فیلم برداری با اینکه شوهر و دخترش در آمریکا بودند، عشق کارگردان و بازیگر به یکدیگر رسوایی عجیبی در آمریکا به پا کرد و مطبوعات آمریکا بر سر این جریان جنجال عجیبی به راه انداختند چرا که او را فقط به عنوان یک بازیگر مقدس و الگویی نمونه برای مردم آمریکا می‌خواستند. حتی در مجلس سنای ایالات متحده او را تهدید کردند که حق ندارد دیگر به آمریکا باز گردد. علاوه بر این فیلم استرومبولی روسلینی هم بایکوت شد و از نظر تجاری شکست خورد. نتیجه این رابطه عاضقانه و رسوای این دو هم دختری بود كه بعد ها بازیگر شد: ایزابلا روسلینی. بدین ترتیب اینگرید برگمن هفت سال به دور از هالیوود به همراه روبرتو روسلینی ( بنیانگذار سبک نئورئالیسم در سینما) شروع به ساخت یک سری فیلم های هنری کرد فیلمهایی همچون اروپا ۵۱ ، سفر به ایتالیا که امروزه در نوع خود فیلمهایی با ارزش و هنری به حساب می آیند. در سال ۱۹۵۶ بالاخره ابرها کنار رفت و بازی درخشان برگمن در فیلم آناستازیا در برابر یول براینر باعث شد که هالیوود اسکار بهترین بازیگر زن را به او بدهد و دوباره فرزند خاطی را بپذیرد. پس از ورود مجدد به آمریکا او بیشتر در فیلمهای خاصی که خود انتخاب می کرد و اکثرا هنری بودند بازی می کرد. بازی های درخشان او در فیلمهایی مانند مهمانخانه ششمین خوشبختی ، و سونات پاییزی ( به کارگردانی هموطن و هم نامش اینگمار برگمان ) بارها نامزدی اسکار (هفت بار ) را برایش رقم زد تا اینکه برای بازی در فیلم قتل در قطار سریع السیر شرق سومین اسکارش را بدست آورد. اینگرید برگمن بالاخره در سن ۶۷ سالگی بر اثر بیماری سرطان که هشت سال با آن در ستیز بود در همان سالروز تولدش در لندن در گذشت. در تاریخ سینما شاید کمتر بازیگر زنی را بتوان یافت که در طی حیات خود با چنین طیف وسیعی از معروفترین شخصیت های تاریخ سینما همکاری کرده باشد کارگردانانی همچون ویکتور فلمینگ ، آلفرد هیچکاک ، جرج کیوکر ، مایکل کورتیز ، ژان رنوار ، آناتول لیتواک ، سیدنی لومت ، اینگمار برگمان ، روبرتو روسلینی ، دیوید سلزنیک و بازیگرانی همچون لسلی هاوارد ، همفری بوگارت ، کری گرانت ، گری کوپر ، جوزف کاتن ، گریگوری پک ، یول براینر ، آنتونی پرکینر ، آنتونی کویین ، لیو اولمان ، عمر شریف ، لورن باکال ، ایو مونتان ، شارل بوایه ، همكاران اینگرید برگمن در طول دوره فعالیت هنری اش بودند . چهره ای که اغلب برگمن در فیلم هایش بازی می کرد نشان دهنده زنی بود که انگار برای زجر کشیدن آفریده شده بود .زنی که تحمل بالایی داشت و به جای اینکه گلایه ای داشته باشد فقط با نگاه هایش حرف می زد. اغلب در جدال عشق در برابر مرد مورد علاقه ای شکست می خورد و قربانی می شد. او اوج این بازی ها را در فیلم های کازابلانکا و بدنام به نمایش گذاشت که هر دو فیلم جزء با ارزش ترین دارایی های عاشقانه تاریخ سینما به حساب می آیند . فیلم‌شناسی موج شكن (۱۹۳۵) خانواده سوئدی (۱۹۳۵) شب والپورگ سمت آفتابی (۱۹۳۶) میان پرده (۱۹۳۶) (نسخه اولیه سوئدی ) دلار (۱۹۳۸) صورت یك زن (۱۹۳۸) چهار همدم (۱۹۳۸) تنها یك شب (۱۹۳۹) میان پرده : یك قصه عشق (۱۹۳۹) (نسخه آمریکایی ) شب ژوئن (۱۹۴۰) آدام چهار پسر داشت (۱۹۴۱) شب نشینی در بهشت (۱۹۴۱) دکتر جکیل و مستر هاید (۱۹۴۱) کازابلانکا (۱۹۴۲) زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آیند(۱۹۴۳) سوئدی ها در آمریكا (۱۹۴۳) چراغ گاز (۱۹۴۴) گذرگاه ساراتوگا (۱۹۴۵) طلسم شده (۱۹۴۵) زنگ‌های سنت ماری (۱۹۴۵) كیش آمریكایی (۱۹۴۵) بدنام (۱۹۴۶) طاق نصرت (۱۹۴۸) ژاندارك (۱۹۴۸) در برج جدی (۱۹۴۹) استرومبولی (۱۹۵۰) اروپا 51 (۱۹۵۲) ما ، زنان (۱۹۵۳) ژاندارك بر صلیب (۱۹۵۴) سفر به ایتالیا (۱۹۵۴) ترس (۱۹۵۴) آناستازیا (۱۹۵۶) النا و مردانش (۱۹۵۶) بی ملاحظه (۱۹۵۸) مهمانخانه ششمین خوشبختی (۱۹۵۸) دوباره خداحافظ (۱۹۶۱) كولكا ، دوست من (۱۹۶۱) بازدید (۱۹۶۴) رولزرویس زرد (۱۹۶۴) استیمولانتیا ( اپیزود : گردنبند ) (۱۹۶۷) گل کاکتوس (۱۹۶۹) قدم زدن در باران بهاری (۱۹۷۰) از پرونده های اشتباه خانم باسیل فرانكویلر (۱۹۷۳) قتل در قطار سریع‌السیر شرق (۱۹۷۴) موضوعی از زمان (۱۹۷۶) سونات پاییزی (۱۹۷۸) ali_pacino's Comment about "Johnny Depp" http://www.fexon.com/personinfo.php?pid=41 http://www.fexon.com/personinfo.php?pid=41 Tue, 19 Aug 2008 18:12:58 GMT جان "جانی" کریستوفر دپ دوم (زاده ۹ ژوئن ۱۹۶۳) بازیگر امریکایی می‌‌باشد. او در ایالت کنتاکی به دنیا آمد و فرزند سنیور جان کریستوفر دپ و بتی سو پالمر می‌‌باشد. در سال ۱۹۷۰ همراه با خانواده‌اش به فلوریدا نقل مکان کرد و در آنجا بزرگ شد. خانواده جانی از نژادهای ایرلندی و آلمانی و آمریکایی اصیل هستند، در حال که دپ یک نام فرانسوی است. والدین او هنگامی که ۱۵ ساله بود، در سال ۱۹۷۸ از هم طلاق گرفتند و او یک سال بعد از مدرسه اخراج شد و به موسیقی راک روی آورد و وارد یک گروه راک به نام بچه‌ها شد. در سال ۱۹۸۳ دپ با لوری آن آلیسون خواهر درامر گروه ازدواج کرد. چندی بعد همسر وی نیکولاس کیج را به او معرفی کرد و کیج به او پیشنهاد کرد تا وارد عرصه بازیگری شود. در سال ۱۹۸۵ از آلیسون طلاق گرفت. در تاريخ نامعلومی با همسرش ونسا پارادايس ازدواج می‌کند که تا به امروز دوام آورده. دپ دارای دو فرزند است، اولی دختری به نام لیلی رز ملودی متولد (۱۹۹۹) و دومی پسری به نام جک متولد (۲۰۰۲) است. بیشترین همکاری جانی دپ با کارگردان تیم برتون است که تا به امروز در ۶ فیلم با هم همکاری داشته‌اند و در مقام دوم به علت بازی در سه گانه دزدان دریایی کارائیب سه بار با کارگردان گور وربینسکی همکاری داشته است. ali_pacino's Comment about "Meryl Streep" http://www.fexon.com/personinfo.php?pid=99 http://www.fexon.com/personinfo.php?pid=99 Tue, 19 Aug 2008 18:05:18 GMT مری لوئیزه استریپ (به انگلیسی: Mary Louise Streep) (متولد:۸ صبح ۲۲ ژوئن ۱۹۴۹) که با نام مریل استریپ شناخته می شود، بازیگر آمریکایی است که در زمینه تئاتر، تلویزیون و سینما فعالیت می کند. مریل استریپ کار سینما را در سال ۱۹۷۷ با فیلم جولیا شروع کرد. در این فیلم او همبازی جین فوندا بود. او تاکنون چهارده بار كانديد جایزه اسکار شده است و دو بار آن را دريافت كرده است . یکبار به عنوان بهتربن بازیگر نقش اول زن برای فیلم انتخاب سوفی و بار دیگر بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای فیلم کرامر علیه کرامر . از فیلم های مشهور او می توان به شکارچی گوزن، خانه ارواح، اتاق ماروین و ساعت‌ها اشاره کرد. مریل استریپ به همراه همسرش دان گامر که یک مجسمه ساز است و چهار فرزندش به نامهای "هنری‌ گامر"(با نام هنری هری گامر،متولد ۱۹۷۹ )،"مری ويلا گامر " (با نام هنری ممی گامر، متولد ۱۹۸۳)،"گريس جين گامر (متولد۱۹۸۶) و لوئيزا جيكوبسون گامر (متولد۱۲ ژوئن۱۹۹۱ )زندگی می کند. مریل استریپ خواهر همسر هنرپيشه "ميو كينكد" است.نام برادرش "هری استريپ" است كه او نيز يك بازيگر است. جوایز ۱۹۷۸ - کاندید جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش دوم، فیلم شکارچی گوزن. ۱۹۷۹ - برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر، کرامر علیه کرامر. ۱۹۸۱ - کاندید جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول، زن ستوان فرانسوی. ۱۹۸۳ - برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر، انتخاب سوفی. ۱۹۸۳ - کاندید جایزه اسکار بهترین بازیگر، سیلک وود. ۱۹۸۵ - کاندید جایزه اسکار بهترین بازیگر، از آفریقا. ۱۹۸۸ - کاندید جایزه اسکار بهترین بازیگر، فریادی در تاریکی. ۱۹۸۷ - کاندید جایزه اسکار بهترین بازیگر، آیرون وید. ۱۹۹۰ - کاندید جایزه اسکار بهترین بازیگر، کارت پستال‌هایی از لبه پرتگاه. ۱۹۹۵ - کاندید جایزه بهترین بازیگر، پل‌های مدیسن کانتی. ۱۹۹۸ - کاندید جایزه اسکار بهترین بازیگر، یک چیز درست. ۱۹۹۹ - کاندید جایزه بهترین بازیگر، آوای قلب. ۲۰۰۲ - کاندید جایزه اسکار بهترین بازیگر، اقتباس. ali_pacino's Comment about "Sean Penn" http://www.fexon.com/personinfo.php?pid=425 http://www.fexon.com/personinfo.php?pid=425 Tue, 19 Aug 2008 17:57:48 GMT شان پن (Sean Penn) از هنرپیشگان هالیوودی است. او در اوت ۱۹۶۰ در سانتا مونیکای کالیفرنیا در آمریکا به دنیا آمد. پدرش، لئو پن, کارگردان یهودی، (که به دلیل مخالفت با مک‌کارتیسم در لیست سیاه قرارگرفت) و مادرش خانم "ایلین ریان" یک ایرلندی-ایتالیایی و پیرو مذهب کاتولیک بود.او دو برادر دارد به نام‌های کریس پن (هنرپیشه) و مایکل پن (موزیسین). اولین تجربه بازیگری‌اش در فیلم "Fast Times at Ridgemont High" (روزهایی هیجانی در بلندی‌های هیجمانت) بود. از آن هنگام تاکنون در حدود ۴۰ فیلم بازی کرده‌است و برای فیلم رودخانه مرموز جایزه اسکار را دریافت کرد. او همچنین برای سه فیلم دیگر هم نامزد اسکار شده ‌بود که عبارت‌اند از: من سم هستم به کارگردانی جسی نلسون ،راه رفتن مرد مرده و "Sweet and Lowdown". در سال ۱۹۹۱ اولین کارگردانی خود را با فیلم "Indian Runner" تجربه کرد. او دو فیلم دیگر نیز با بازی جک نیکلسون کارگردانی کرده‌است: "The Crossing Guard" محصول ۱۹۹۵ و قول محصول ۲۰۰۱. در فیلم قول ما شاهد حضور چند لحظه‌ای بازیگر بزرگ میکی رورک هستیم. زندگی شخصی وی عاری از خشونت نبود. در سال ۱۹۸۵ با خواننده موزیک پاپ مدونا ازدواج کرد. این رابطه‌ بر اثر اعتراض ورود رسانه به حریم خصوصی‌اش به شدت به هم خورد. همچنین در آن زمان گویا به خاطر حادثه‌ای دستگیر هم شد. بعد از مراحل دادگاه در سال ۱۹۸۹ از هم جدا شدند. بعدها پن با روبین رایت (هنرپیشه) آشنا شد و در سال ۱۹۹۶ در حالی که دو بچه از ازدواج پیشین‌اش داشت با او ازدواج کرد. در اکتبر ۲۰۰۲ پن مبلغ ۵۶.۰۰۰ دلار برای یکسری تبلیغ به واشنگتن پست پرداخت کرد که در آن تبلیغات، از جرج بوش، رئیس جمهور امریکا، خواسته ‌می‌شد روند خشونت‌ها را پایان ببخشد. تبلیغات به صورت نامه‌های سرگشاده نوشته ‌شد و در جهت مخالفت با حمله احتمالی به عراق و جنگهای ضدتروریسم بود. او در دسامبر ۲۰۰۲ سفر کوتاهی به عراق داشت و در ژوئن ۲۰۰۵ نیز در سفری پنج روزه به عنوان خبرنگار روزنامه سانفرانسیسکو کرونیکل از ایران دیدار کرد. و مجموعه گزارش‌های خود از رویدادها و مصاحبه‌های پیش از انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری ایران را در روزنامه سانفرانسیسکو کرونیکل به چاپ رساند. وی یکی از فعالان حقوق بشر در یونیسف می باشد .