|
|
eXistenZ
Play it. Live it. Kill for it.
|
|
eXistenZ |
عنوان فارسي: |
|
1999
|
محصول سال: |
|
جنايي ،
درام ،
علمي تخيلي ،
مهيج |
ژانر:
|
David Cronenberg
|
به کارگرداني:
|
|
|
فيلم نامه:
|
|
|
با هنرمندي:
|
|
|
eXistenZ که تحت عنوان جنایات آینده هم ازش اسم میبرند، داستانی رو احتمالاً در زمان آینده روایت میکنه که افراد، بازیها رو به صورتی که امروز هست - پای تلویزیون، کنسولهای بازی و.. - انجام نمیدن، بلکه همهچیز بصورت حقیقت مجازی اتفاق میافته. آلگرا گلار (جنیفر جیسون لی)، معروفترین طراح این بازیها، جدیدترین بازیشو میخواد معروفی کنه که مورد سوءقصد فردی از یه گروه معترض به دگرگون شدن واقعیت و از بین رفتن مرز اون با توهم و خیال قرار میگیره و به همراه یک تازهکار بازاریابی به نام تد پایکل(جود لاو) از مهلکه فرار میکنه. او، تد رو راضی میکنه که با وی وارد بازی بشه. این بازی با از کنسولی انجام میشه که نوعی بافت زندهست و مستقیماً و از طریق سوراخی روی نخاع به نام درگاه زیستی (Bioport) به سیستم عصبی بازیکنان متصل میشه و ارتباط اونها رو با واقعیت قطع میکنه.
گلار در شروع بازی در جواب پایکل که ازش هدف این بازی رو میپبرسه میگه باید بازی کنی تا بفهمی که چرا داری بازی میکنی! اما همینطور که بازی جلو میره، گلار متوجه میشه که مشکلی در دستگاهش وجود داره. بعد از مدتی، بازی بهشکلی غیرمنتظره از اختیارشون خارج میشه و دنیای واقعی و دنیای توهمآلود درون بازی به هم میپیوندند و… (توسط Ahmmahdi) |
خلاصه داستان: |
اين فيلم با نام هاي :- Crimes of the Future (Canada: English title)(working title)
- eXistenZ (France)
نيز شناخته مي شود. |
|
|
|
|
R
افراد زیر ۱۷ سال با همراهی والدین تماشا کنند.
|
رده بندی سنی:
|
|
97 دقیقه
|
زمان فیلم:
|
|
|
|
|
امتياز: |
|
|
امتياز بدهید:
|
|
|
|
مفید ترین نظرات ارسال شده:
|
razban شنبه 1 مرداد 1384 16:36 |
| |
|
سينماي كراننبرگ سينماي وحشت است.وخشت انسان از خود و بدنش.
در اين فيلم او دنياي بازيهائي كه آدمي به اصطلاح براي تخليه هياجانات خود آفريده را هدف ميگيرد.دنيائي كه تو با انتخاب يك بازي وارد آن مي شوي،اما بيرون آمدن از آن مصيبتي است.
هر چند اين فيلم در حد و اندازه خيلي از كارهاي او نيست،اما فيلم خوبي است.
كراننبرگ عنكبوت را بعد از اين فيلم ساخت و حالي به دوستداران سينمايش داد.
قيلم خوب و معركه اش در راه است:
داستان خشونت!!!! |
|
|
|
Oracle سه شنبه 22 دی 1388 04:01 |
| |
|
|
مایه داستان بسیار جالب هست هرچند بدیع نیست اما کم کاری زیادی در کارگردانی و بازیگری دیده می شود. حتی فیلمنامه نیز می توانست تاثیرگذار تر و پیچیده تر باشد. مخصوصا اگر مخاطبین این فیلم، طرفداران ماتریکس یا بازی کنان گیم های کامپیوتری فرض شوند، باید فضا از چندش آور بودن (بدلیل وجود موجودات غریب و صحنه کشتارگاه آنها) به فضایی فانتزی تر و معماگونه تبدیل می شد. |
|
|
جدید ترین نظر ارسال شده:
|
|
اگزیستنز یکی از گروه فیلمهاییه که در اواخر دهه 90 و اوایل 2000 خطهای شکننده ی واقعیتی خیالی رو از یک واقعیت ظاهرا معتبرتر جدا می کردن. فیلمهایی مثل جاده مالهالند, ماتریکس,چشمان کاملا بسته,آسمان وانیلی,شهر تاريک,نمايش ترومن,باشگاه مشت زني و تاريخچه خشونت. همگی واقعیت رو به عنوان شبیه سازی فراواقع در تصرف یک طرف زیرین تاریک و خشن بتصویر کشیدن.
ولی چیزی که اگزیستنز رو از همتایان بودجه بالاش جدا می کنه تم بیومکانیکیشه.
مارشال مکلوهان معتقد بود تمام پیشرفتهای تکنولوژیکی صرفا الحاقاتی از بدن انسانن. لباس الحاقی از پوست, دوربین از چشم, اتومبیل از پا, رسانه از ذهن و امیال. مکلوهان معتقد بود همینطور که رسانه رشد می کنه, بیشتر و بیشتر از بدن انسان دور می شه تا وقتیکه محدوده جسم کمتر و کمتر قابل تعریفه. همینطور کراننبرگ همیشه تکنولوژی رو بعنوان چیزی ارگانیک می بینه. برداشتش از تکنولوژی به عنوان الحاقی از بدن انسانه. تکنولوژی رو بطور ذاتی انسانی می بینه نه چیزی بیرون از ما.
این بیگانگی جسمانی در اگزیستنز مورد تاکیده. فیلم فرا واقعیتها و هایپر ریلیتیهای لایه لایه ای برای بازیکنی که به یک بازی مجازی/حقیقی متصل شده بوجود میاره. برای اینکه به هر لایه جدیدی از گیم وارد شه بازیکن باید به پیوندهای ارگانیکی متصل بشه. این پیوندها به بازیکن اجاره می ده که وارد فضای کامپیوتری گیم بشن بدون جسم فیزیکیشون. یعنی عمدا از واقعیت فیزیکیشون جدا می شن. حواسشون که دیگه محدود به جسم فیزیکیشون نیست تبدیل می شه به گیرنده های وسیعتری از محرکها و ادراک. از اونجایی که فیلم از دومین اتصال بازیکنان شروع می شه(که این اتصال در داخل خود گیم انجام داده می شه) و اتصال اول رو نشون نمی ده بیننده فقط در اواخر فیلم متوجه می شه که واقعیتی که نشون داده شده توهمی بیش نبوده.
طعنه فیلم جایی آشکار می شه که می فهمیم "واقعیت" فیلم فقط وقتی وجود داره که بازیکن تصمیم می گیره به یک واقعیت دیگه وارد شه. بیننده به رسانه جسم می بخشه چون رسانه تبدیل می شه به فراری از جسم از طریق الحاقات مصنوعیش. اینکه این اتصالها در فیلم خودشون جاذبه ی جنسی دارن, تاکید می کنه بر اینکه فرار مجازی انسان خودش فعالیتی با هدف اصلی لذته. کراننبرگ همینطور بر روی پیچیدگیهای بازگشت به بدن اصلی کاراکترها هم تاکید می کنه. بازگشت به واقعیت محض بیش از پیش غیر ممکن می شه. حتی دور از تصور نیست که نسلهای بعدی مغزشون رو "کامپیوترهای ارگانیک" بدونن نه کامپیوتر به عنوان "تقلیدی از مغز". به عبارت دیگه ماشین تبدیل می شه به چیزیکه جسممون مشتاقه یا لذت می بره باهاش باشه.
از طرف دیگه اگزیستنز جنگی رو بین گروهی از بازیکنان و شورشیان موسوم به "رئالیستها" بتصویر می کشه. رئالیستها می خوان تمام طراحان گیم و گیمها نابود بشن. می خوان شبیه سازی به پایان برسه و انسان دوباره به واقعیت وارد شه.
جوک بزرگ فیلم(که بنظر می رسه فقط کراننبرگ و کوبریک اذعان می کنن) اینه که این رئالیستها که از چنین شفاف سازیهایی لذت می برن تحت تاسف بارترین و غیر قابل حمایت ترین فرضیات فعالیت می کنن:ایده ای که بتونی تمام فانتزی رو کنار بزنی. واقعیتی که در واقع ازش حمایت می کنن هستی شناسی موجودیتیست غم افزا, بصورت نخ نما تجربی,هیچ چیزی به مجموع قطعاتش اضافه نمی شه, هیچ چیزی که ارزش برانگیخته شدن داشته باشه, هیچی متصل شده به هیچی: جهنم فراواقع پست مدرن...
مشخص می شه که اونها فقط دارن از مرحله فانتزی دیگه ای در گیم دفاع می کنن. ناتوان در روبرو شدن با این حقیقت که "واقعیت" خودش یک رویداد پایان شناسانه کیهانیه,کاملا بدون طراحی. "واقعیت" هدفمندیه بدون هدف.
اگرچه رئالیستها نیاز دارن از خودفریبی بی دردسرشون دفاع کنن. می خوان باور داشته باشن که دنیای منحصر بفردی که خودشون رو توش پیدا می کنن...یک توهم توافقی...استوار و مصممه. مسلما چیزی که چنین تقدیری رو تضمین می کنه عملکرد یه طراح گیم متعالیه که نقشش اساسا استعاره ای از خداست.
بنابراین کراننبرگ بنظر می رسه یجور اگزیستانسیالیست هستی شناسه, معتقده که ذات خود واقعیت, انتخابهای فردی بطور رادیکال بازه. نگاه کنین چطور کاراکتر اصلیش(جود لا) رو با ترس اگزیستانسیال از متروکیت و نومیدی روبرو می کنه وقتیکه به طراح بازی(که مشخص می شه خودش هم فقط یه بازیکنه و نه طراح واقعی) ایراد می گیره که گیم بدون هدف نهاییه و اینکه اونها برای همیشه توسط نیروهای بدخواه با هدف نابود کردنشون مورد حمله قرار می گیرن. ناله می کنه که بازییه که سخت بفروش می رسه. و با اینحال طراح(جنیفر جیسن لی) بزیرکی پاسخ می ده: گیمیه که همین حالا هم همه دارن بازی می کنن.
در آخر اگزیستنز تمایزی بین بازیکنانی که قادر به انتخاب هستن و افراد از پیش برنامه ریزی شده که با این وجود اونها هم بازیکنن ایجاد می کنه. ناتوان در عمل مگر اینکه با دیالوگهای خاصی راه بیفتن. این افراد یادآور بسیاری از تعاملات با انسانهای "واقعی" در سرمايه داری پسينه. گویندگان روبات وار,تله مارکترها, کارمندان مرکز تماس,... این روزها حرفه ای شدن معنیش اینه که بطور بوروکراتیک کنترل شده تا جاییکه بطور انسانی امکان پذیر باشه. انسان تمام نشانه های خود مختاری رو از دست می ده,ناتوان در اینکه بطور حساس با شرایط و مردم اطرافش ارتباط داشته باشه.
بنظرم این فیلم خوب عمر کرده و ظرافت و جاذبه ی خاصی در مقایسه با برادران بیشتر متمایل به اکشنش داره.9/10 |
|
|
|
نظرات: |
|
|
|
|
ارسال نظر: |
|
|
|
|