Leon, the Professional
A perfect assassin. An innocent girl. They have nothing left to lose except each other. He moves without sound. Kills without emotion. Disappears without trace. Only a 12 year old girl... knows his weakness.
|
|
لئون حرفه اي |
عنوان فارسي: |
|
1994
|
محصول سال: |
|
اکشن ،
جنايي ،
درام ،
مهيج |
ژانر:
|
Luc Besson
|
به کارگرداني:
|
|
|
فيلم نامه:
|
|
|
با هنرمندي:
|
|
|
|
لئون (جان رنو) آدمکشی است که بی هیچ احساسی می کشد و بی هیچ ردی ناپدید میشود. پلیسی فاسد پدر و مادر و برادر کوچک و عزیز ماتیلدا (ناتالی پورتمن) دختربچه همسایه را می کشد. لئون مجبور می شود تا به او پناه دهد. اکنون ماتیلدا می خواهد تا برای انتقام گرفتن روش آدمکشی را بیاموزد. آدمکشی به سبک حرفه ای. (توسط darkwhite)
|
خلاصه داستان: |
اين فيلم با نام هاي :- Léon
- The Cleaner
- The Professional
نيز شناخته مي شود. |
|
|
|
|
136 دقیقه
|
زمان فیلم:
|
|
|
|
|
امتياز: |
|
|
امتياز بدهید:
|
|
|
|
مفید ترین نظرات ارسال شده:
|
Dio سه شنبه 26 مهر 1384 21:38 |
| |
|
لئون به نظرمن ازبسیاری جهات فیلمی کم نظیره ،بازی فوق فوق العاده ناتالی پورتمن (که درهیچ فیلم دیگری که لااقل من تاحالاازش دیده ام،ازآن سن تاکنون،کمی از آن تسلط وقدرت در ایفای نقش رونداشته)که حتی بازی فوق العاده گری الدمن(که کمترنقشی رودیده ام که منو اینقدرترسونده ومیخکوب کرده) وژان رنوراتا حدودی تحت تأثیروزیرسایه خودش قرار داده،شخصیت هایی که با هنرمندی تمام به تصویرکشیده شده اندوموسیقی متن زیبا وخیره کننده ای که بیننده رو کاملاًدگرگون می کنه وبه خصوص در لحاظات باشکوه فیلم(که کم هم نیستند) باعث تأثیرچندبرابرمی شود،به عنوان نمونه صحنه ای که لئون بالاخره درروبرای ماتیلدای گریان باز می کنه و نور شدیدی به مانند باز شدن دری به دنیای دیگری برای اوست بر چهره اش تابیده می شود...
من به وضوح تأثیر بازی گری الدمن وژان رنورادرخلق کاراکترهای فراوانی درفیلم های متفاوت می بینم،گویی بازی این دو به مثال الگویی برای دیگران دراین زمینه شده است... |
|
|
|
|
کلوزآپ(دلنوشت):
- نوع ایستادن لئون در مترو در نیمه شب و گرفتن دستگیره که بخوبی احساس تنهایی و سردی روح او را منتقل می کند.
- آویزان بودن پاهای ماتیلدا از نرده های پله و تکان های پاهایش و آن ساق ها و ران های نحیفش با آن جوراب شلواری ایکه به پا دارد و پر است از طرح های کارتونی و تصاویر کودکانه.
- سیگار کشیدن غیر حرفه ای ماتیلدا و لخته خونی که به زیر بینی اش خشک شده حکایتی ناگفته از نوع زندگی اش به ما می دهد.
- عصبیت ها و حرکت های اکسکلوسیو(exclosive) پلیس استندسفیلد و نوع بیان دیالوگ هایش که در بعضی موارد انفجار گونه است.
- لئون و بچه شدن ها و عکس الاعمل های ناخواسته کودک معابانه اش به محرک های خارجی (مانند خاراندن گوشش) که گویای کودکی سرکوب شده اش است و در تضاد است با شخصیت ظاهری او.
- احساس نهفته و کمرنگ پدرانه لئون به ماتیلدا که فقط انگار بیننده از آن خبر دارد و حتی خود لئون نیز شاید از این احساس در درونش بی اطلاع است.
- پیشنهاد کمرنگ سکس از طرف ماتیلدا به لئون. ماتیدایی که بر اثر حوادث ایام حالا دیگر بزرگ شده فقط فرصت بزرگ شدن را نداشته و لئونی که در گذر ایام فرصت بزرگ شدن را داشته ولی هنوز بزرگ نشده است(کنایه از دیالوگ های خود فیلم). این پیشنهاد نامحسوس رابطه جنسی از طرف ماتیلدا به لئون همه استراکچر فکری لئون را در هم می ریزد به گونه ای که وقتی به ماتیلدا پرخاش می کند و از درب آپارتمان بیرون می آید به دیوار تکیه می دهد و به فکر فرو می رود.
- خریدن یک لباس صورتی رنگ و هدیه دادن آن از طرف لئون به ماتیلدا زیباست. احساسی مخفی میاد حس پدر و فرزندی و یکجور حس یک جوان تازه به بلوغ رسید. زیباست. آری زیباست.
- صورت باد کرده تونی و چشمان کبودش. تازه اینجاست که متوجه می شویم که اگر تونی ، لئون را به استندسفیلد لو داده ولی حتما به این کار به سادگی رضایت نداده و این کبودی زیر چشمانش مزد دست همکاران استندسفیلد است به او. به سرسختی او. به سرباززدن او به آدم فروشی و دردناک تر اینکه اگر بیشتر به صورت تونی توجه کنیم به غم و احساسی مردانه پی میبریم که حاصل عذاب وجدانش است. آری او به اجبار نزدیک ترین دوستش را به کشتن داده.
- و در پایان همان سکانس معروف کاشتن گل در پارک و جمله ماتیلدا به گیاه که می گوید "حالا هر دویمان ریشه داریم". این گل استعاره از روح لئون است که در دستان ماتیلدا در حیاطی جدید به حیاتی تازه رسیده است. و موسیقی سحر انگیز "اریک سرا" که در این لحظه نواختن می گیرد.
لئون با همه قتل هایی که انجام داده ای ، با همه دل هایی که شکانده ای ، بازهم دوستت داریم.
چیزی در وجود توست که بکر است. چیزی که در دل تمام همه افراد جهان مستتر است.
حس کودکانه مورد علاقه تمام عشق فیلم هاست. از خجالت کشیدن های "ادوارد دست قیچی" گرفته تا آخ گفت های بچه گانه "جکی چان". |
|
|
جدید ترین نظر ارسال شده:
|
|
به معنای واقعی 10 از 10 .
شاهکارهایی مثل صحنه باز شدن در بعد از التماس های همراه هق هق ماتیلدا که به صورت هچوم نور به صورت مستاصل دخترک نشان داده می شود .دیالوگهای فوق العاده مثل این جمله که خوگ ها به مراتب از انسان ها بهتر هستند یا وقتی لئون شغل خود را در اولین مکالمه با ماتیلدا پاک کننده cleaner عنوان می کند و ده ها دیالوگ و منولوگ فوق العاده دیگر به همراه موسیقی متن دلنشین و هماهنگ با ریتم فیلم و موسیقی پایانی فوق العاده زیبای اجرا شده توسط استینگ لئون را دوست داشتنی ترین ادمکشی می کند که می توان تصور کرد . |
|
|
|
نظرات: |
|
|
|
|
ارسال نظر: |
|
|