|
|
Ten
|
|
ده |
عنوان فارسي: |
|
2002
|
محصول سال: |
|
مستند ،
درام |
ژانر:
|
Abbas Kiarostami
|
به کارگرداني:
|
|
|
فيلم نامه:
|
|
|
با هنرمندي:
|
|
|
اين فيلم با نام هاي :- 10 (International: English title)(alternative spelling)
- Ten (France)
- Untitled Abbas Kiarostami 2002 (France)(working title)
نيز شناخته مي شود. |
|
|
|
|
94 دقیقه
|
زمان فیلم:
|
|
|
|
فکسون به علاقمندان اين فيلم، پيشنهاد ميکند:
|
|
|
|
|
|
|
|
امتياز: |
|
|
امتياز بدهید:
|
|
|
|
مفید ترین نظرات ارسال شده:
|
|
1. ده مصداق عبارت سهل و ممتنع است.هر کس فکر می کند کیارستمی کلاه بردار و دزد است، فقط ذره ای نو آوری مثل او داشته باشد.مشکل اینجاست که همه این آدم هایی که این حرف ها را می زنند ،یا منتقدان فسیل شده اند یا سینماگرانی که خودشان نا خودآگاه تحت تاثیر کیارستمی قرار گرفته اند!
2.فیلم تحت هیچ شرایطی استعاره ندارد!!!.اینکه توی فیلمی به این روانی و سادگی دنبال استعاره بگردیم ،نشانگر نفهمیدن کیارستمی است.دنبال استعاره گشتن در این فیلم،اصولا به این معتی است که "من خیلی دنبال پیچیدگی هستم" و یا "من آدم ژرفی می باشم!!" که این مسلما بر خلاف تفکر کیارستمی است!دیگر ساده تر از این می شود فیلم ساخت؟
می شود داستان این منتقدانی که یک چیزهایی از توی فیلم در می آورند که خود کارگردان هم خبر ندارد!!!
فیلم در واقع آنقدر ساده است که لغال فالوس و منجلاب و پریشیده و پریشاندینده و ... درباره آن کاربرد ندارند!!
3. ده فیلمی درباره زن نیست! به همین سادگی که اگر در فیلمی تمام مدت یک بازیگر زن را ببینیم ، نمی شود گفت فیلم درباره زن است!که اگر منطق اینگونه باشد باید بگوییم ده فیلمی درباره اتومبیل است نه زن!!!!
پس لطفا بیشتر از حد و اندازه طبیعی متاثر نباشید!ده شاید فیلمی درباره ی خانواده از هم پاشیده باشد که مردش را هم درست نمی بینیم!ولی به اندازه کافی از وجودش آگاه می شویم.
اگر مشکلات آدم های فیلم برای بعضی ها تکراری باشد معنی اش این است که این حرفها بد است؟بگذارید بهتر بگویم...می شود در هر فیلمی حرف جدیدی زد؟اصولا از بدو پیدایش هنر، مکررا چیز های جدیدی گفته شده؟؟؟مگر نه اینکه شاهکارهای هر هنری رامی شود چکیده ای از چند درد تارخی و کهن بشری دانست؟کدام حرف جدید؟نه جدا کدام جرف جدید؟؟؟
اگر منطق اینگونه را بپذیریم،مسلما حرف هر فیلمی برای کارگردان همان فیلم خیلی خیلی تکراری است و اصلا باید از ساختن فیلم منصرف شود!اصلا باید قید هنر را زد!باید پرید در منجلاب و پریشیده و ژرفا و از این دست مسایل!!!!
دردهای جامعه ایران بسیار محدودند...اگر از دیدنشان خسته شده اید،چشم هایتان را ببندید!
گاهی اوقات آدم ها آنقدر "ژرف و عمیق و .." می شوند که یادشان می رود،سینما برای سرگرمی ساخته شده.حرف داشتن و حرف جدید زدن، فرع قضیه است!
4.بزرگترین دستاورد ده، حذف خود کارگردان است!به زحمت می توان رد پای کات های کارگردان را پیدا کرد(آنهم اگر خیابان های تهران را بلد باشی و بفهمی که کجاها لوکیشن یکهو می پرد که تازه این هم خیلی کم دیده می شود). نو آوری کیارستمی به حدی می رسد که با خودش هم شوخی می کند!
5.درخشان ترین لحظه های فیلم صحنه ای است که پسر در ماشین تنها می ماند.یادمان نرود بازی گرفتن از بازیگر بزرگترین هنر کارگردان است.آن هم موقعی که خودت آگاهانه تمام ابزارهای لازم را از خودت گرفته باشی |
|
|
|
|
خب، اغلب محتوا تحت تاثير سبک قرار ميگيره،
فيلم پر از روح مينيماله، مختصر و موجزه، ردپاي کيارستمي رو داره و ...
تفاوت يه کار آبستره (البته بعضي از مشتقاتش) با يه کار مينيمال چيه؟
به نظر من اين فقط سبک و تکنيک اثر مينيمال نيست که اونو شاخص ميکنه، آره قشر خاصي که سبک و تکنيک رو بهتر ميشناسن، ميتونن بيتوجه به محتوا راجع به ارزش تکنيکيش نظر بدن، اما وجود يه کار هنري و هنرمند، زندگيشون وابسته به تک تک مخاطبهاست.
اصلاً مگه يه اثر هنري ميتونه فقط منحصر به قشر خاصي از بينندهها بشه؟ پس هنر چيه، هنرمند کيه؟
هر درک از يه کار، يه اثر کاملاً شخصي منحصر به مخاطبه.
در ضمن فيلم به نظر من منحصر به زنها نميشه. |
|
|
جدید ترین نظر ارسال شده:
|
|
|
شب روي زمين جيم جارموش رو باش مقايسه ميكنم |
|
|
|
نظرات: |
|
|
|
|
ارسال نظر: |
|
|
|
|