Fexon Logo
  تبلیغ در فکسون
خوش آمدید!   نام کاربری : کلمه عبور : ورود اتوماتيک براي
جستجوی پیشرفته
عنوان
(تا ) سال ساخت
ژانر



با حضور همزمان



کاراکتر ها
داراي خلاصه داستان
داراي فيلمنامه
رده بندي سني

جستجوي سريع
جستجوي کاربران
فيلمنامه نويس شاخص
David Mamet
David Mamet

تبلیغ متنی در فکسون محل نمایش آگهی متنی شما
تبلیغ متنی در فکسون آگهی شما در همه ی صفحات سایت نمایش داده خواهد شد
جستجوی پیشرفته فکسون با قابلیت‌های تازه قابلیت جستجو بر اساس وجود آیتم فروشی، جستجوی فرمت فیلم (DVD-BDRip)، زبان فیلم و زیرنویس فیلم

Memento   
Memento
Some memories are best forgotten
افزودن به پروفايل سلیقه سینمایی ...
يادآوري عنوان فارسي:
2000 ( اولين عرضه در September 5 ) محصول سال:
جنايي ،  درام ،  رمزآلود ،  مهيج ژانر:
Christopher Nolan
به کارگرداني:
فيلم نامه:
Guy Pearce    در نقش    Leonard Shelby
Carrie-Anne Moss    در نقش    Natalie
Joe Pantoliano    در نقش    John Edward "Teddy" Gammell
Mark Boone Junior    در نقش    Burt Hadley
Russ Fega    در نقش    Waiter
Jorja Fox    در نقش    Catherine Shelby
Stephen Tobolowsky    در نقش    Sammy Jankis
Harriet Sansom Harris    در نقش    Mrs. Jankis
Thomas Lennon    در نقش    Doctor
Callum Keith Rennie    در نقش    Dodd
Kimberly Campbell    در نقش    Blonde Whore
Marianne Muellerleile    در نقش    Emma the Tattooist
Larry Holden    در نقش    Jimmy Grantz
با هنرمندي:
: لئونارد یک مامور تحقیق شرکت بیمه است که پس از کشته شدن همسرش بدنبال پیدا کردن قاتلین اوست . او در اثر وارد شدن ضربه ای مهلک به سرش حافظه اش آسیب دیده است . پس از این اتفاق زندگی او بهم می ریزد زیرا هر روز حافظه کوتاه مدتش را از دست می دهد و بنابراین کارش را نیز از دست می دهد . او تصمیم گرفته انتقامش را از قاتلین همسرش بگیرد اما مشکل اینجاست که او حوادث گذشته را بخاطر نمی آورد و بنابراین مجبور است هر روز اتفاقات و اطلاعات را روی بدنش حک کند و با یک دوربین از چیزهایی که می بیند عکس بگیرد و پشت عکس اطلاعات مهم را یادداشت کند تا دقایقی بعد آنها را بخاطر آورد برای مثال روی سینه اش خالکوبی می کند که همسر من بقتل رسیده است و با این وضعیت تشخیص دوست و دشمن از هم ، کار مشکلی می باشد . خلاصه داستان:
 R  افراد زیر ۱۷ سال با همراهی والدین تماشا کنند. رده بندی سنی:
113 دقیقه زمان فیلم:
8.29 / 10   ( 258 رای )  
   
امتياز:
  
 
امتياز بدهید:
مفید ترین نظرات ارسال شده:
rezakazemi  پنجشنبه 11 آبان 1385 03:52   
ممنتو را وقتی دیدم فکر کردم این پایان سینماست. هنوز هم چنین می اندیشم.این فقط فیلمی بر اساس تدوین یا ساختار باژگونه نیست چیزی فراتر از این حرفهاست چیزی که گوشه های فراموش شده کابوسها و خوابهایمان را احضار می کند.
ممنتو فیلمی است که با دو لایه از ساختار فکری ما بازی میکند.یکی خوداگاهی و اصرار ما بر درک کلید ظاهری فیلم است مانند آنها که در سرخوشی هم هرگز نمی خواهند یا شاید نمی توانند از تصور اینکه چیزی بر ادراکشان اثر می گذارد فارغ شوند و معنای سرخوشی را در نمی یابند یا آنها که در رانندگی در جاده ای کوهستانی و دل انگیز به چیزی جز مکانیزم رانندگی و چرخ دنده نمی اندیشند و هرگز از تابلوی زیبای طبیعت، این پرده نمایش بادگیر((windscreen لذت نمی برند . شاید این توانایی مربوط به چین خوردگیهای ساختار مغز انسان هم باشد که اندازه قابلیت های فردی را در ترکیب تعیین می کند که هرچقدر این پیچ خوردگیها بیشتر باشد شاخکهای گیرنده روان -که چیزی جز برآیند اندیشه نیست -حساستر و آسیب پذیرتر می شود. مهم این است که بتوانی رانندگی را به سیستم اکستراپیرامیدال( خارج هرمی= راه کنترل غیر ارادی در سیستم عصبی مرکزی بدن) واگذاری و در سطحی فراتر همزمان از منظره های اطراف لذت ببری. نمونه متعالی و البته غیر قابل قیاس آن دیدن فیلمی از این دست است.
اینها را گفتم که به لایه دوم ممنتو برسم.اینکه ارزشهای این فیلم را به جنبه های تکنیکی و ساختار وارونه فیلم معطوف بدانیم نگاهی است که پیوسته در سطح می ماند و بر افتخار کم خردانه کشف ساختار فیلم اکتفا می کند و درجا می زند وگرنه اگر فقط این جنبه و بازیگوشیها و لطایف سینما برایمان مهم است فیل گاس ون سنت فیلم به مراتب بهتری است یا بیست و یک گرم که همچنان فیلم ارزشمند و چند لایه ای است یا مثلا کارهای تجربه گرایانه ای از این دست. البته فراموش نمی کنیم که که سینما از این نظر بسیار مدیون تارانتینوی بزرگ و شاهکار بی تکرارش پالپ فیکشن است. ولی ممنتو در لایه ای دیگر از خودآگاه فراتر می رود و به گوشه های تاریک ناخودآگاهمان دست می یازد. تصویر مردی که به موازات دیگری می دود و نمی داند چه کسی در پی آن دیگری است تصویری هراسناک از پادرهوایی و بی ریشگی است. بازخوانی اندیشمندانه ای از آنچه بر انسان معاصر می گذرد. نمونه اش را درفیلم باشگاه مشت زنی_ فیلم بسیار محبوب دیگرم-هم دیده ایم. ادوراد نورتون آن فیلم و بی بصیرتی اش بر آنچه بر او می گذرد و فاجعه ای که می آفریند به خوبی به دستاویز شدن و سرگردانی قهرمان فیلم ممنتو(لنی با بازی گای پیرس) پهلو میزند.
نگاه کنید به جایی که لنی، بطری مشروب در دست، در حمام نشسته و می اندیشد که آن بطری را سر کشیده و مست است و چند دقیقه بعد آشکار می شود که او آن بطری خالی را برای دفاع از خود در دست گرفته . من با دانش اندک سینمایی ام تصویری شگفت انگیز تر و اندیشگرانه تر و از همه مهمتر بی ادعاتر از این، برای دست اندازی و بازیافت لایه های ذهن و یادآوری به یاد ندارم. من این نگاه بی پیرایه پست مدرنیستی سینمای جوان و مستقل کریستوفر نولان را بارها بر شگرد روایت و بازیابی فیلمی پرادعا و البته زیبا چون سال گذشته در مارین باد ترجیح می دهم. البته این تنها،گونه ای از پسند است.
گوهره ممنتو به گونه ای خامدستانه تر ولی به همین اندازه بدیع و بی تکرار در اولین فیلم کریستوفر نولان با نام تعقیب(Following) که آنهم فیلمی نو- نوار Neo-noir با شکست زمان است به کار رفته. _آن فیلم را نولان با پول توجیبی و در قطع 16 میلی متری و در خانه پدری اش ساخته بود_. او هرگز نتوانست شکوه ممنتو را بازآفریند.
کلید های ورود به دنیای اسرار آمیز ممنتو چیست؟ دنیایی که سراسر دریغ است و چرخه وار تکرار می شود.آنگاه که فیلم را وارونه می بینیم_ که من چند بار ازپایان به آغاز دیدم _ تازه در می یا بیم که رستگاری در میان نبوده و هیچ خاطره ای بازیافت نشده. بازی دیگری شروع خواهد شد و لنی دستاویزی برای حذفی دیگر خواهد بود.جهان داستان، به شدت خودبسنده است و زایا. معشوق می آفریند و آرامش کنار ولی به سرعت پوست اندازی می کند و خیال باطلمان را برباد می دهد. دوست می آفریند و بارها به تردیدمان می دارد. هویت را به پرسش می گیرد.در تمام روایت، امیدی به رستگاری برایمان سوسو می زند آنهم با انتخاب تصویری سیاه و سفید برای بخشهای گفتگوی تلفنی لنی که با رنگ قطعه های دیگر روایت نمی خواند. در میانه های داستان او از مخاطب تلفنی اش می پرسد: تو کیستی؟ این پرسش همچون آواری بر سرمان فرود می آید. امیدمان را کم رنگ می کند و سرانجام که این روایت سیاه وسفید به ابتدای فیلم و نزدیکی های انتهای داستان_ همین مقطع روایت، وگرنه این داستان جز با نابودی لنی پایان نخواهد پذیرفت- می رسد چیزی جز آه و دریغ باقی نمی گذارد.کابوسی ناگزیر. پرداختی فرامدرن بر کابوس.
از کلیدهای ورود گفتیم: مهم این است که اجازه ورود را این ما هستیم که می دهیم یا نمی دهیم واینکه خود را آیا تا آن اندازه وا می گذاریم تا معنا به عمق جانمان رسوخ کند؟ حافظه چیست ؟مکانیزم خواب و رویا چیست؟ چرا حافظه گاهی از عمری که کرده ایم فراتر می رود؟ چرا گاهی چیزی می بینیم که فکر می کنیم پیشتر دیده ایم؟ نوروسایکولوژیست ها به این پدیده می گویندde ja vu و آنرا پیامد دیس شارژ(تخلیه) ناگهانی برخی مدارهای سیناپسی مغز و اختلالی در لوب تمپورال و دقیقتر از آن در هیپوکامپ مغز می دانند به بیان ساده تر، نوعی تشنج ساده آنی است که البته تشنج هم چیزی جز دیس شارژ ناگهانی بارهای الکتریکی گروهی از نورونها(سلولها)ی مغز نیست.آیا باید بر چنین تحلیل علمی و دقیقی تردید کنیم و قطعیت آنرا رد کنیم و جایی برای تحلیلهای روانکاوانه فراجسم باقی بگذاریم؟ این پرسشی است که من پزشک هنوز و هیچگاه پاسخ آنرا نمی دانم. آیا خوابهایی که می بینیم و زمانی دیگر به وقوع می پیوندد چیزی در حد اختلالی ارگانیک در ساختار مغز چرب ماست که می پنداریم پیشتر آنرا تجربه کرده ایم ؟و... اینکه گاهی فکر می کنیم به گاهی دیگر و زمانی دیگر انگار در این دنیا زیسته ایم و برخی تجربه ها برایمان غربت و نزدیکی عجیب و غریبی دارد که نمی توانیم توصیف کنیم هم از این دست است؟ گروهی از دیرباز تئوری تناسخ را روی میز گذاشتند. چیزهایی هم خوانده و شنیده ایم -که گاهی به فکرمان وا می دارد- چه از خردگرای فیلسوف و چه از عرفانجوی خرد وانهاده.حافظه چیست؟ خواب چیست؟ آیا گاهی تاوان چیزهایی را می دهیم که مربوط به خودمان نیست؟ بازی را چه کسی می گرداند؟ چرا گاهی که در تنهایی زیاد با آینه تنهاییم از تصویر خودمان می ترسیم و می پرسیم ما کیستیم؟ چرا برخی از ما به چشمان خودمان در آینه با تردید و ترس نگاه می کنیم؟چرا گاهی که نفس زنان از کابوس نیمه شب بر می خیزیم از تصور معنای من وحشت می کنیم؟چرا از مرگ می ترسیم وقتی تنهاییم و زیاد به آن راه می دهیم تا از پوست کرگدنمان بگذرد؟ کسی دنبال ماست؟ اینجا کجاست؟ ما که هستیم؟ کجا داریم می رویم؟ پشت سرت را نگاه می کنی مبادا کسی باشد.همان که در خلوت پس گردنت حس می کنیش و.. و... و....
اینها کلیدهایی است برای ورود به دنیای هراس آلود ممنتو.
برای دیدن ممنتو کمی از چین خورگی خاکستریهای مغز لازم است. مغزهای اتو کشیده و صاف راه به دنیای این اثر شگرف ندارند.یادتان که هست...
  این نظر مفید بود؟     22 / 34

Matrix  شنبه 26 اسفند 1385 18:41   
(خطر لو رفتن داستان احساس میشود)
من کیم ؟ اینجا کجاست ؟ کی زن منو کشته ... ! ؟
بهترین صفتی که میشه برای یک فیلم بکار برد چیه؟ من همونو برای این فیلم بکار میبرم . یک فیلم فوق العاده از کریستوفر نولان. همه تعریفایی که ازش شنیده بودم حقش بود .
فیلم داستان یه آدمه که زنشو کشتن و خودش هم در جریان همون حادثه حافظه کوتاه مدتشوازدست میده و فقط جریانات قبل از حادثه رو بیاد میاره و حالا میخواد قاتل همسرشو پیدا کنه . حالا فکر کنید با این وضع اسف باری که داره چه بدبختیهایی که نمیکشه . مثلا برای اینکه چیزی رو یادش نره کل بدنشو خالکوبی میکنه ( مثلا روی سینه اش بر عکس مینویسه زن منو کشته اند تا جلوی اینه اونو ببینه وبیاد بیاره )
یک چیز که خیلی باهاش حال کردم و در واقع مهمترین ویژگی فیلم هم همینه ‘ نوع خاص روایت فیلمه . چون بر خلاف تمامی فیلم ها این فیلم از جلو به عقب روایت میشه بطوریکه برای اینکه بفهمیم چرا فلان اتفاق افتاد باید صحنه ی قبلیشو ببینیم که صحنه اینده فیلم میشه !
اینکار باعث شده در تمام مدت فیلم ما هم مث لنی دست به یاداوری بزنیم و دقیقا احساس اونو درک کنیم چون همش یادمون میره چه اتفاقی افتاده . شاید بهتره ما هم مث لنی یادداشت کنیم !
فیلم فوق العاده است و میشه در موردش ساعت ها صحبت کرد.
  این نظر مفید بود؟     12 / 21

جدید ترین نظر ارسال شده:
koosha  جمعه 8 تیر 1386 21:15   
يك فيلم بي نظير در نوع خودش.فيلمي كه آدم رو تا ساعتها به فكر وادار ميكنه كه به نظر من رسالت هنر هفتم هم همينه.
نكته مهمي كه در فيلم ديده ميشه هدفمند بودن اين فيلمه كه به هيچ وجه در كپي ناموفق اون يعني irreversible مشاهده نميشه.در memento به اين دليل ماجرا از آخر به اول روايت ميشه كه ما هم مثل شخصيت اول فيلم نميدونيم چه اتفاقاتي افتاده تا زماني كه سكانس قبل رو ميبينيم.يعني ما هم در واقع در اين فيلم حافظه كوتاه مدت خودمون رو از دست داديم.
اما من نميدونم دليل روايت برعكس در irreversible چيه؟با اون همه صحنه مستهجن
memento يك فيلم تاريخي
آفرين بر نولان.آفرين
  این نظر مفید بود؟     11 / 20

مشاهده همه نظرات ( مجموعا 17 نظر )
نظرات:
براي نظر دادن، Login کنيد.
ارسال نظر:
در صورت مشاهده ی هر گونه اشکال در املای کلمات، گرامر، ترجمه، طراحی، برنامه و ... ، یا در صورتی که پیشنهادی برای بهتر شدن صفحه فعلی دارید اینجا کلیک کنید.