Ghost Dog: The Way of the Samurai
Live by the code. Die by the code.
|
|
گوست داگ: شيوه سامورايي |
عنوان فارسي: |
|
1999
( اولين عرضه در May 18 )
|
محصول سال: |
|
جنايي ،
درام ،
مهيج |
ژانر:
|
Jim Jarmusch
|
به کارگرداني:
|
|
|
فيلم نامه:
|
|
|
با هنرمندي:
|
|
RZA |
آهنگساز:
|
|
|
|
گوست داگ (ویتاکر) یک آمریکایی آفریقایی تبار است که از اندامی درشت و قوی بهره مند است. او با همکاری با گروههای مافیایی که گاه گاه او را اجیر می کنند، امرار معاش می کند. سرمشق او سامورایی ها هستند و او خیلی دوست دارد مانند آنها زندگی کند تا اینکه یک روز متوجه می شود که توسط یکی از گروههای مافیایی که برای آنها کار می کند لو رفته و به مرگ محکوم شده است. او مثل سامورایی ها واکنش نشان داده و تصمیم می گیرد قبل از مرگ از قاتلان خود انتقام بگیرد و... (توسط tototochi)
|
خلاصه داستان: |
اين فيلم با نام هاي :- Camino del samurai, El (Argentina)
- Ghost Dog (Australia / Brazil / Chile)
- Ghost Dog - Der Weg des Samurai (Germany)
- Ghost Dog - Matador Implacável (Brazil) (TV title)
- Ghost Dog - den sidste samurai (Denmark)
- Ghost Dog - il codice del samurai (Italy)
- Ghost Dog, el camino del samurai (Spain)
- Ghost Dog, la voie du samouraï (France)
- Ghost Dog: Droga samuraja (Poland)
- Ghost dog - El camino del samurai (Mexico)
- Ghost dog - O tropos ton samurai (Greece)
- Ghost dog - Samurajens väg (Sweden)
- Ghost dog - samuraiden tapaan (Finland)
نيز شناخته مي شود. |
|
|
|
|
France ، Germany ، USA ، Japan |
محصول مشترک:
|
- Jersey City, New Jersey, USA
- New York, USA
|
لوکيشن ها:
|
|
English ، French |
زبان ها:
|
|
رنگی |
تصوير:
|
|
Dolby Digital |
صدا:
|
|
R
افراد زیر ۱۷ سال با همراهی والدین تماشا کنند.
|
رده بندی سنی:
|
|
116 دقیقه
|
زمان فیلم:
|
|
|
|
|
امتياز: |
|
|
امتياز بدهید:
|
|
|
|
مفید ترین نظرات ارسال شده:
|
anvary پنجشنبه 17 تیر 1389 10:37 |
| |
|
گوست داگ ساخته جيم جارموش فیلمیه زیباست از لحاظ دیالوگ نویسی و همسان سازی موسیقی و صحنه ها...
*در خلال صحنه ها و دیالوگ ها تقابلی بین سنت و مدرنیته احساس میشه و طنز رندانه ای هم داره چنانکه خود گوست داگ که شخصی نسبتا جوانه طرفداره مسلک ساموراییه و سعی کرده از لوازم مدرنیته مانند نوع خونه و وسایل ارتباطی به دور باشه و حتی ( به خاطر تعلق وافری که به مسلک سامورایی داره) تفنگشو هم به شیوه سامورایی ها غلاف می کنه ولی پیر مردهایی که به آخرای خط رسیدن سعی دارن خودشنو مدرن و جدید نشون بدن( مثلا میشه این نکته رو اونجا که لویی داره توضیح می ده که پیام هاشو از طریف کبوتر می گره و طرز عکس العمل رئیس ها کم و بیش دریافت) اکثرا کارتون نیگا می کنند و اطرافشون رو هم افراد مسن در بر گرفته(این نوع چینش در این سازمان گانگستری می تونه نگاه انتقادی ای باشه که کارگردان به این نوع گروه ها داره) و...
*گوست داگ پس از آنکه در نوجوونی توسط چند نژادپرست سفید پوش مورد حمله قرارا میگیره و در لحظه ای که اونا قصد کشتنشو دارن یکی از اعضای مافیا جونشو نجات میده گوشه نشین می شه و به کتاب خوندن روی میاره( این مطلب از دیالوگ هایی که بین گوست داگ و دختر کوچک در پارک رد و بدل میشه برداشت میشه) و در این بین است که با کتاب روش های سامورایی آشنا میشه و شفته اش. نکته جالب اینجاست که چون گوست داگ با تمام وجودش این مسلک رو قبول کرده تحت هیچ شرایطی اجازه کنارگذاشتن قوانینش رو به خودش نمیده. که در صحنه ای که لویی( که به اسم خانه زاد گوست داگ ازش اسم میبره که همون معادل مربی یا پیشوا در مسلک ساموراییه) قصد خیانت و کشتنشو داره, به خاطر قوانین فقط کتق راستشو گلوله می زنه... گوست داگ تحت هیچ شرایطی قوانین رو زیر پا نذاشت.
*در خلال فیلم صفحاتی از همون کتابی که زندگی گوست داگ رو عوض کرده و جهت داده خونده میشه که چند تا از جملاتش که به نظرم جالب بود رو اینجا میارم:
-این خیلی بده که یک چیز به دوتا تبدیل شود!
-وقتی از خواب بیدار میشی و قبلش کابوسی دیدی از خودت می پرسی که این خواب بود یا بیداری... خیلی ها می گن زندگی هم همینطوره...
-چنانچه کسی زمان حال را به تمامی دریابد کار دیگری وجود ندارد وچیزی نیست که او بتواند دنبال کند.
-وقتی باران آرامی ناگهان به توفانی سهمگین بدل شود هرچه تند بدوی و یا زیر هر شیروانی ای بروی خیس می شوی و پریشان حال و عصبانی اما اگر از قبل برای این برنامه ای داشته باشی هرگز پریشان و آشفته نمی شوی.
*در مورد این جمله آخر بیشتر میشه حرف زد و ربطش داد به مرگ. چنانچه آدمی بداند برای چه زندگی می کند و برای که و کار هایش را طبق قوانین مطلوبش پیش برد و مطمئن باشد که راهش صحیح است دیگر هرگاه مرگ به سراغش آید هراس و بیمی ندارد و حتی ممکن است وی به استقبالش برود, چنانچه این مطلوب در آخر برای گوست داگ اتفاق افتاد.
*تقابل دو تفکر در فیلم هویداست یکی تفکر سامورایی و دیگری تفکر گانگستری. گانگسترها فقط به اعتلا و باقی ماندن خود به هر قیمتی پایبندند ولی سامورایی به قوانینش پایبند است حتی اگر خلاف میلش هم باشد. سامورایی اجازه کشتن دختر را ندارد( بنا به قوانین سامورایی ها) ولی دختری که نجات می یابد( و به گفته عمو جو دیوانه است) این را درک نمی کند و به خاطر اینکه در بین گانگستر ها بزرگ شده در آخر هم بنا به قوانین خودشان( که اگر کسی یکی از گانگسترها را بکشد سزاوار مرگ است) بدون توجه به اینکه دوبار از دست گوست داگ جان سالم به در برده, دستور قتل او را می دهد.
*از نکات ریز و جالب توجه نام شخصیت اول یعنی گوست داگ می باشد. یکی از خصایص اصلی سگ وفاداری است که در ابتدای فیلم این مفهوم با برده شدنش به عنوان اسم این فرد آفریقایی-آمریکایی تبار ذهن را به دنبال قرینه ها می برد و در صحنه ی پارک که سگ آنچنان به وی زل می زند بیشتر این امر در ذهن به چالش کشیده میشود و بالاخره با رفتاری که در برابر کسی که جانش را نجات داد( یا همان خانه زادش) و الان قصد کشتنش را دارد, نموذ ظاهری پیدا می کند و وفاداری را به بهترین شکل نشان می دهد.
*از دیگر نکات شخصیتی گوست داگ این است که هم روحش و جانش را در مسلکی که قبول کرده ذوب کرده و هم در اسم و نامی که برای خود برگزیده. که این دو به خوبی در خلال فیلم نمود خارجی پیدا می کنند.
*از دیگر نکات تحسین برانگیز فیلم موسیقی فوق العاده فیلم است و دلیل آن این است که ابتدا موسیقی برای فیلم ساخته شده است و بعد هم دوباره کارگردان سکانس ها را بر اساس موسیقی تدوین کرده است که این خود تاثیر گذاری فیلم را چندید برابر می کند. این تأثیر گذاری به جایی می رسد که در صحنه هایی ریتم موسیقی خبر از حال و هوای درونی گوست داگ می دهد و باعث همزاد پنداری بیشتر ما با وی می شود.
*در آخر نتیجه ای که از گوست داگ می توان گرفت این می تونه باشه که علاوه بر گریز های کوچکی که به گانگستر ها میزنه و تقابل مدرنیته و سنت ؛ گوسا داگ نشان از پیروی از قوانین ها و احترام گذاشتن و پذیرفتن قلبی مسلکی است که شخص قبول کرده. اتقاداتمون رو قوی کنیم و به چیزی که ایمان آوردیم اشراف کامل داشته باشیم تا در شرایط مختلف بنا به احساسات قسمتی از اون رو زیر پا نذاریم...
* از 10من بهش 8می دم. |
|
|
|
|
این فیلم پر است از ارجاع به فیلمهای مدرن سالهای درخشش سینما با فیلمسازان بزرگی همچون اینگمار برگمن . کوروساوا . فلینی و ... به گونه ای که میگویند گوست داگ فیلمی پست مدرن است .همانطور که احتمالا میدانید یکی از ویزگی های پست مدرن همین ارجاع به آن فیلم ها یا به طور کلی ارجاع .این فیلمها این مضامین بزرگ را داخل گیومه قرار می دهند ، یعنی بجای مطرح کردن ،به آن ارجاع می دهند. گویی این سینما گران معتقدند که این مضامین "بزرگ" را پیش تر "بزرگان" سینما در شاهکار هایشان مطرح کرده اند ، در دورانی که معتقد بودند در مقابل سینمای هالیوود که هدفش فقظ قصه تعریف کردن ، و سرگرمی است ، میتواند به مضامین "بزرگ" بپردازد. و اکنون وارد دنیایی شده ایم که بجای گسست از سنت ها (به شیوه مدرنیست ها ) می توان به آن ارجاع داد . این به مفهوم باسازی یا احیای سینمای کلاسیک یا مدرن نیست،بلکه آشنایی زدایی از آن هاست .
فیلم گوست داگ مهمترین ارجاع به راشامون آکوتاگاوا (و طبعا فیلم کوروساوا)است،چرا که کتاب آکوتاگاوا یکی از اتصال دهنده صحنه هاست . گوست داگ کتاب را از دختر تبهکار می گیرد و به دختر بچه می دهد ، و بعد از او پس می گیرد و به لویی میدهد . انگار فیلم حکایت دست به دست شدن کتاب است و علاقه میان گوست داگ ، دختر بچه ،دختر (و شاید لویی) نوعی مشابهت بوجود آورد جدا از این ، فیلم نیز ماجرای نخستین برخورد لویی با گوست داگ به شیوه داستان در جنگل آکوتاگاوا و فیلم راشامون،از دید این دو در فلش بک مختلف طوری نشان می دهدکه معلوم نیست اصل ماجرا چیست : آیا لویی جان گوست داگ رانجات داده یا فقط از خودش دفاع کرده ؟توجه کنید که این نکته در عمل انتهایی گوست داگ و سرنوشت او تاثیر تعیین کننده ای دارد . با این حال برخورد فیلم با این فلش بک های سوبزکتیو چنان با تاکید نیست که موصوع " زاویه دید های متناقص " به یکی از مضامین اصلی فیلم بدل کند . این فقط یک ارجاع است و فیلم نمی خواهد باسازی راشامون باشد.
همچنین یک ارجاع دیگر زمانی که تبه کاران برای پیدا کردن گوست داگ به پشت بوم های سطح شهر می روند با مرد سرخ پوستی مواجه میشوند که تیکه کلامش" سفید پوست احمقه " درسته این همون no buddy خودمون تو مرده مرده است که جارموش به فیلم خودش ارجاع میده که هجو سینمای وسترنه |
|
|
|
نظرات: |
|
|
|
|
ارسال نظر: |
|
|