Fexon Logo
  تبلیغ در فکسون
خوش آمدید!   نام کاربری : کلمه عبور : ورود اتوماتيک براي
جستجو
پیدا کن

جستجوی پیشرفته
جستجوي کاربران
بازیگر شاخص
Clive Owen
Clive Owen

تبلیغ متنی در فکسون محل نمایش آگهی متنی شما
تبلیغ متنی در فکسون محل نمایش آگهی متنی شما
جستجوی پیشرفته فکسون با قابلیت‌های تازه قابلیت جستجو بر اساس وجود آیتم فروشی، جستجوی فرمت فیلم (DVD-BDRip)، زبان فیلم و زیرنویس فیلم

Coffee and Cigarettes   
Coffee and Cigarettes
افزودن به پروفايل سلیقه سینمایی ...
قهوه و سيگار عنوان فارسي:
2003 ( اولين عرضه در September 5 ) محصول سال:
کمدي ،  درام ،  موسيقي ژانر:
Jim Jarmusch
به کارگرداني:
نوشته‌ی Jim Jarmusch
فيلم نامه:
Roberto Benigni    در نقش    Roberto (segment "Strange to Meet You")
Steven Wright    در نقش    Steven (segment "Strange to Meet You")
Joie Lee    در نقش    Good Twin (segment "Twins")
Cinqué Lee    در نقش    Evil Twin / Kitchen Guy (segment "Twins / Jack Shows Meg His Tesla Coil")
Steve Buscemi    در نقش    Waiter (segment "Twins")
Iggy Pop    در نقش    Iggy (segment "Somewhere in California")
Tom Waits    در نقش    Tom (segment "Somewhere in California")
Joseph Rigano    در نقش    Joe (segment "Those Things'll Kill Ya") (as Joe Rigano)
Vinny Vella    در نقش    Vinny (segment "Those Things'll Kill Ya")
Vinny Vella Jr.    در نقش    Vinny Jr. (segment "Those Things'll Kill Ya")
Renee French    در نقش    Renée (segment "Renée") (as Renée French)
E.J. Rodriguez    در نقش    Waiter (segment "Renée")
Alex Descas    در نقش    Alex (segment "No Problem")
Isaach De Bankolé    در نقش    Isaach (segment "No Problem")
Cate Blanchett    در نقش    Cate / Shelly (segment "Cousins")
با هنرمندي:
Richard Berry آهنگساز:
اين فيلم با نام هاي :
  • Кофе и сигареты (Russia)
  • Káva a cigarety (Slovakia)
  • Kafa i cigarete (Serbia)
  • Kafe a cigára (Czech Republic)
  • Kafes kai tsigara (Greece)
  • Kahvia ja tupakkaa (Finland)
  • Kava i cigarete (Croatia)
  • Kohv ja sigaretid (Estonia)
نيز شناخته مي شود.
 
USA ، Japan ، Italy محصول مشترک:
English ، French زبان ها:
سیاه و سفید تصوير:
DTS ، Dolby Digital صدا:
 R  افراد زیر ۱۷ سال با همراهی والدین تماشا کنند. رده بندی سنی:
95 دقیقه زمان فیلم:
7.88 / 10   ( 131 رای )  
   
امتياز:
  
 
امتياز بدهید:
مفید ترین نظرات ارسال شده:
hamed_u139  پنجشنبه 13 تیر 1387 19:00   
در كافه اى هستيم و در اين كافه ملاقات هايى انجام مى شود، اين كافه مى تواند كافه اى شيك باشد، در لس آنجلس و يا كافه اى قديمى و كهنه در ممفيس. در اينجا از همه چيز و هيچ چيز سخن به ميان مى آيد، با خدمتكارانى روبه رو مى شويم و اغلب از آ نها چاى مى خواهيم، اما وقتى مى خواهيم بعد از آن چيز ديگرى سفارش دهيم غالباً قهوه مى خواهيم و همراه آن سيگارى دود مى كنيم. در اينجا وقتى ستاره هاى عالم هنر با هم برخورد مى كنند، انفجارى رخ نمى دهد (!) اينها آدم هايى معمولى اند با حرف هاى معمولى. حرف مى زنيم حرف مى زنيم و گاهى سعى مى كنيم كه بفهميم طرف مقابلمان چه مى گويد.

جارموش حدود ده سال روى سه اپيزود از قهوه و سيگار كار كرد، اولين اپيزود در سال ۸۶ با حضور روبرتو بنينى و ستيون رايت، فيلمبردارى شد. در سال ۸۹ دومين قسمت آن همراه ستيو بوشمى و در سال ۹۳ با حضور تام ويتس و اگى پاپ قسمت سوم را به انجام رسانيد كه نخل طلاى جشنواره كن ويژه «فيلم هاى كوتاه» را براى جارموش به ارمغان آورد. در ابتدا جارموش در نظر داشت اين فيلم هاى كوتاه را براى بازيگران سينما تهيه كند.

تعدادى از بازيگران اين سه اپيزود در فيلم هاى بعدى او به كار گرفته شدند: روبرتو بنينى و تام ويتس (زيرسلطه قانون)، سينكه لى و ستيو بوشمى (قطار اسرارآميز)، اگى پاپ (مرد مرده)، جو ويسگانا و وينى والا (گوست داگ)، ايزاك دو بانكوله (شب روى زمين، گوست داگ) و نيز RZA را فراموش نكنيم كه موسيقى گوست داگ را نوشت و يا اى جى رودريگرز كه موسيقى فيلم هاى «عجيب تر از بهشت» و «زير سلطه قانون» را ساخت.

بعضى از اين ستاره ها در دنياى جارموش سهم خود را ادا كرده اند و بعضى ديگر نيز اولين حضورشان را تجربه مى كنند: «كيت بليخت، آلفرد مولينا، گروه نوارهاى سفيد (White Stripes)، ستيو كوگان، بيل مورى. جارموش براى تكميل ليست اش «جانى دپ» را از قلم انداخته هرچند قسمتى را نيز براى او در نظر گرفته بود و «جولى كريستى» نيز براى فيلم در نظر گرفته شده بود، كسى كه به اندازه خود جارموش نجوش و بى قيدوبند است، اما جارموش جرات نكرد كه از او بخواهد هرچند اين را از قبل پيش بينى كرده بود.

جارموش با ساخت اين فيلم از فرم اصلى سينما فاصله گرفته است، بلندپروازى وى در اين نوع ساخت ما را با خود در لذتى ارزشمند شريك مى سازد، ايده كلاسيك روايت سينمايى را تغيير مى دهد و ما را با پازلى عجيب اما آشنا روبه رو مى سازد. اولين اپيزود فيلم با روبرتو بنينى آغاز مى شود هرچند اين انتخاب بى غرض نيست. ايتاليايى ها قهوه خورهاى قهارى هستند و فضاى فيلم «زير سلطه قانون» در سرتاسر اين فيلم سياه و سفيد استنشاق مى شود. در هر سكانس آدم هاى روان پريش فيلم كلى سيگار مى كشند و كافئين مصرف مى كنند و گفته هايى بى معنى و پوچ بينشان ردوبدل مى شود. جارموش در اين فيلم نگاهش به دنيا را عرضه مى كند: زيبايى حلقه هاى دود سيگار، نهايت بهره گيرى از مسائل بيهوده و زائد و قدرتى كه در ارتباط انسان ها وجود دارد و تمام اين ها از وراى چيزهاى پوچ و كوچكى كه مى بينيم حاصل مى شود.

براى تماشاچى شايد عده اى از اين افراد ناشناس به نظر برسند اما همين ناشناس ها به واسطه شغلشان، گذشته شان، شخصيت و تصوراتشان به ما نزديكند و ما شاهد حفره عظيمى هستيم كه بين مكالمات اين افراد باز و بازتر مى شود و پوچى همگانى كه بر ارتباطات آنها سايه افكنده است. اين حفره عميق و نامتناهى بين دو شخصيت هرگز پر نمى شود: تام ويتس و اگى پاپ، كيت بليخت و دخترعمويش، آلفرد مولينا و آن دو كمدين انگليسى. هيچ چيز بين اين آدم ها نيست حتى يك ايده، هيچ چيز ساخته نخواهد شد، هيچ چيز از اين ملاقات ها زاده نخواهد شد و در عين حال به ويرانى نيز پرداخته خواهد شد، ويرانى جامعه اى آرمانى كه بر روى ارتباطات و تبادلات آدمى بنا شده است. به خوبى در اين فيلم حس مى شود كه به مهربانى هرگز پاداشى تعلق نمى گيرد اما تكبر هميشه مجازات خواهد شد. در اين فيلم يك چيزى اتفاق مى افتد، يك چيزى از جنس ملالى نااميد.

مكان و ظاهر كافه اهميتى ندارد و گفت وگو ها _ از هيچ و همه سرشار شوخ طبيعى يا دقت نظر در باب افسانه هاى گذشته و يا ماشين هاى آينده _ نمايانگر يك سلسله از خل بازى ها و ديوانگى هاى جذاب هستند. قهوه و سيگار مستقيماً از شور و هيجان نشأت مى گيرد، از صميميت بين آدم ها و اينها را به ارتباطات سرد بين آدم ها تجويز مى كند، آدم هايى كه گويى در نهايت هيچ چيز مشتركى بين شان وجود ندارد.

كافه كه بهترين مكان براى انجام ملاقات هاست، هرگز موجب نمى شود كه فاصله بين آدم ها به سرعت از ميان برود و در اينجا جارموش كينه و بغضى كه بى شباهت به تحقير نيست را نيز به اين ارتباط افزوده است. چون تمام شخصيت هاى فيلم يكسان رفتار مى كنند و همگى خاستگاهى مشابه دارند پس هيچكدام نيز قصه خود را در انتهاى اپيزود به خوبى تمام نمى كند. در سرتاسر فيلم شهرت آدم ها توى چشم مى زند و هر اپيزودى كه ستاره اش شهرت كمترى دارد گويى كمتر ديدنى است. در اين مجموعه از داستان هاى كوتاه كه لزوم برابرى يكى با ديگرى مطرح است، گستاخى و وقاحت نيز جايگاه خود را مى يابد. اقرار ساده لوحانه، زيبايى باشكوه و طعم دلپذير گفت وگوها، غيرقابل تحمل بودن، بى كفايتى و ناتوانى هر يك از آدم هاى طرف گفت وگو را نشان مى دهد و به اين ترتيب است كه گفت وگوها يا گزنده و نيش دار مى شود و يا تلخ.

حماقت بيل مورى كه همراه موزيسين هاى «ووتنگ كلنگ» (كه به جاى قهوه چاى مى نوشند) است بايد وجود داشته باشد تا فيلم لحنى عمومى پيدا كند، لحنى عمومى كه بى نتيجه بماند و به جايى نرسد. همچنين بايد دوتا پدربزرگ در فيلم داشته باشيم كه از صحبت كردن دست كشيده باشند و در انتظار اين نباشند كه ديگرى از روياهايش بگويد يا راه حلى پيشنهاد كند يا پاسخى داشته باشد، كسانى كه تنها از موسيقى لذت ببرند، موسيقى اى كه در حافظه دارند، در حالى كه در انتظار مرگند، در انتها متوجه مى شويم كه ديده نشدن و غيرقابل وصف تلقى كردن اشيا بهتر است از حركاتى براى جلب توجه و گفته هاى پايان ناپذير براى توصيف اشيا. زمانى كه جارموش در وسط فيلمش _ فيلمى كه گويى مدام روى قهوه هاى سياه موج سوارى مى كند تا داستانى را براى ما تعريف كند _ مى خواهد از ابتداى پرگو به انتهاى كم گو نقب بزند، دو كمدين فرانسه زبان را رودرروى هم به تصوير مى كشد.

و آنگاه است كه متوجه مى شويم كلمات هميشه دردسر آفرينند و سكوت هميشه از توضيح فرار مى كند، سكوتى كه منشاء خوشبختى باشد. فكر مى كنيم كه داريم فيلمى را مى بينيم كه در آن هيچ مشكلى به تصوير كشيده نشده و درام هم ندارد و نمايشگر كلى سياهى لشگر است كه زندگى اى بى هيچ نگرانى و دغدغه خاطر را مى گذرانند و با اين همه اما، حماقت و ترس هاى اين آدم ها، نمايانگر جماعتى است كه در بحبوحه پريشانى و تشويش قرار گرفته اند. در اين جهان هيچ چيزى اتفاق نمى افتد و جارموش اين پوچى بى حاصل را به خوبى تبديل به فيلم كرده است. به درستى تمام _ و اين كار را با گذاشتن دوربينش در يك كافه انجام داده است، مكانى كه ما در آن يا زندگى را باز مى يابيم يا خود را به پوچى ويژه اش تسليم مى كنيم. ندانستن چگونه با ديگرى حرف زدن، ندانستن چگونه به ديگرى گوش دادن، همين بزرگ ترين درام است؛ تمام كلمات پوچ و بى محتوا شده اند و در اينجا است كه به عمق اندوه بشرى پى مى بريم.

از درك غلط تا عدم مهارت، از الويس در ممفيس تا مانتوى ويويان وست وود در هاليوود، جارموش تابلويى از تمدن را به تصوير كشيده است، تمدنى كه ديگر چيز مهمى براى گفتن ندارد. بعضى ها خواهند گفت كه جارموش ديگر چيزى براى گفتن ندارد، اما سينماى جارموش سينماى كيمياگرى است و انسان هاى مادى فيلم را تبديل به يك ضدماده و روح مى كند كه ردشان بر نگاتيو بر جاى مى ماند. قهوه و سيگار هر دو براى سلامتى مضرند اما اولى برانگيزاننده است و دومى آرامبخش و اينكه قهوه و سيگار براى سلامتى مضر است، حداقل نتيجه بدى است كه از اين فيلم مفهومى و ديالوگ هايش استنتاج مى شود
  این نظر مفید بود؟     7 / 7

KontDracula  سه شنبه 19 مهر 1384 04:16   
دیدن اینهمه بازیگر و خواننده و موزیسین در موقعیت های طنز مینی مال جارموشی بهترین لحظات زندگی آدم را می سازد. از بنینی و بیل مورای گرفته تا ایگی پاپ و وایت استریپز همه و همه حتی بدون تغییر هویت واقعیشان در داستان های کوچک و بامزه ی جارموش غرق شده اند.
  این نظر مفید بود؟     11 / 17

مشاهده همه نظرات ( مجموعا 6 نظر )
نظرات:
براي نظر دادن، Login کنيد.
ارسال نظر:
در صورت مشاهده ی هر گونه اشکال در املای کلمات، گرامر، ترجمه، طراحی، برنامه و ... ، یا در صورتی که پیشنهادی برای بهتر شدن صفحه فعلی دارید اینجا کلیک کنید.