Hable con ella
|
|
با او حرف بزن |
عنوان فارسي: |
|
2002
( اولين عرضه در March 15 )
|
محصول سال: |
|
درام |
ژانر:
|
Pedro Almodóvar
|
به کارگرداني:
|
|
|
فيلم نامه:
|
|
|
با هنرمندي:
|
|
Alberto Iglesias |
آهنگساز:
|
|
|
|
مارکو (گراندینتی) که یک نویسنده است با زن گاوبازی به نام لیدیا (فلورس) آشنا می شود. لیدیا که تازه با شوهرش مشکل پیدا کرده با او گرم می گیرد ولی در یک مسابقه گاوبازی دچار حادثه شده و به اغما فرو می رود. از طرفی بنیگنو (کامارا) دلباخته یکی از بیماران خود به نام آلیسیا (واتلینگ) می شود. او از قبل آلیسیا را که یک دختر رقاص بود زیرنظر داشته و بعداز به کما رفتن آلیسیا بر اثر تصادف پرستاریش را بر عهده می گیرد. بستری شدن لیدیا در همان بیمارستانی که بنیگنو کار می کند باعث می شود رابطه دوستی عمیقی بین او و مارکو به وجود بیاید تا اینکه یک شب... (توسط tototochi)
|
خلاصه داستان: |
اين فيلم با نام :- Talk to Her (International: English title)
نيز شناخته مي شود. |
|
|
|
|
Spain |
محصول کشور:
|
|
Spanish |
زبان:
|
|
سیاه و سفید ، رنگی |
تصوير:
|
|
Dolby Digital |
صدا:
|
|
R
افراد زیر ۱۷ سال با همراهی والدین تماشا کنند.
|
رده بندی سنی:
|
|
112 دقیقه
|
زمان فیلم:
|
|
|
|
|
امتياز: |
|
|
امتياز بدهید:
|
|
|
|
مفید ترین نظرات ارسال شده:
|
tipsy پنجشنبه 5 اردیبهشت 1387 00:07 |
| |
|
|
..در فرقۀ تانتری هند،کوشش جادوگران سده این بود که چشم سوم(چاکرا) باز بشه،.مناسکی بوده به این ترتیب که سالک مرد-که باید معصوم باشه-،و زن-که از فواحش مقدس معبده- یک دورۀ طولانی آماده سازی رو در جنگل طی می کنند.مثل خواهر و برادر زندگی می کنند،اندیشه ها و خیالات و واژه هاشون رو با هم رد و بدل می کنند،در یک بستر می خوابند و همدیگه رو لمس نمی کنند.بعد از مدتها از مرحلۀ آماده سازی،آیین عشای ربانی تانتری برگزار میشه و در نهایت مای تونا(جماع جادویی) انجام میدن.این عمل اوج روند طولانی تعالیه که طی اون جسم تغییر شکل یافته و نورانی میشه و دو نفر به فردیت و شخصیت تام و تمام می رسند(يگانگي آنيما و آنيموس و تكميل فرايند فرديت كه siavash249 هم فرمودن).. با "آلیشیا"نیست سهراب سپهری که میگه: حرف بزن ای زن شبانۀ موعود،حرف بزن خواهر تکامل خوشرنگ،حرف بزن حوری تکلم بدوی؟!.. فقط حیف که سرنوشت "بنیگنو" مثل راوی داستان "بوف کور"،بدفرجامه |
|
|
|
|
فيلمي درستايش عشق.دراين فيلم برخلاف ديگرفيلم هاي كارگردان نقش هاي اصلي به مردهارسيده ونشان ميدهدكه كارگران مردهارانيزهمانندزنان به خوبي ميشناسد.عشق بالاي اين فيلمسازبه زادگاهش دراين فيلم نيزبه خوبي نشان داده ميشودكارگرداني كه به رغم پيشنهادهاي مكررازكشورخودخارج نشده وفيلم هاي خودرابراساس فرهنگ كشورخودمي سازد .كل جوهرفيلم دراين كلام ماركوخلاصه ميشود
عشق دردناكترين چيزي است وقتي پايان مي يابد |
|
|
جدید ترین نظر ارسال شده:
|
|
پوريا ماهرويان:
آلمودووار اين بار هم مشکلات اجتماعی- عاطفی طبقه متوسط اسپانيايی را به تصوير کشيد. البته در اين فيلم مانند فيلم قبلی او يعنی همه چيز درباره مادرم سياهی و کثيفی های اين طبقه اجتماعی به نمايش گذاشته نمی شود. ولی بازهم نقد و بررسی روحيه بيمار و پريشان اشخاص، خميرمايه اصلی فيلم است.
" بنينو" پرستار يک بيمارستان در مادريد است و از دختری به نام آليشيا که چهار سال است در حال اغما به سر می برد نگهداری می کند. او عاشق آليشيا است و رفتار او با بيمارش به طوری است که انگار اين رابطه دو طرفه است. او از تمام اتفاقات روزمره زندگی اش را برای آليشيا تعريف می کند.
از طرفی ديگر دختری به نام ليديا در حادثه ای در جريان يک مسابقه گاوبازی در حالت اغما می رود. مارکو دوست پسر ليديا با نا اميدی از او مراقبت می کند. مارکو و بنينو با يکديگر دوست می شوند، و مارکو به عشق عجيب بنينو به آليشيا که مانند گياه زندگی می کند، پی می برد. تا جايی که مارکو در می يابد بنينو قصد ازدواج با آليشيا را دارد.
فيلم با آنکه يک خط زمانی و مکانی مشخص ندارد، ولی با مهارت آلمودووار در کارگردانی و قدرت فيلمنامه از آشفتگی معمول در اين گونه ازفيلم ها دور می ماند.
بی توجهی به طبقه خاصی از جامعه که معمولا از سوی اکثريت اجتماع مورد احترام و قابل درک نيستند، مبحثی است که آلمودووار همواره در فيلم هايش از آن انتقاد کرده است. اين افراد معمولا هنرمندانی هستند که از يک ناهنجاری اجتماعی(همجنسگرايی، ايدز، اعتياد وغيره) رنج می برند.
نگاه حقارت آميز اطرافيان و نزديکان به شخصيت های فيلم های آلمودووار برای داشتن يک مشکل اجتماعی و نهايتا طرد آنها از اجتماع، چهره ای از يک جامعه به ظاهر مدرن و دمکرات ولی در درون سنت گرا را از اسپانيای امروز به نمايش می گذارد.
بنينوی فيلم با او حرف بزن از همين طبقه اقليت اجتماعی است، که کسی برای عشق افسانه ای اش به آليشيا ارزشی قايل نيست، و نهايتا به جرم تجاوز به آليشيا به زندان می افتد و پس از مدتی در آنجا خودکشی می کند. تنها کسی که در اين ميان او را درک می کند مارکو است که تاحدودی به علت داشتن يک درد مشترک او را شناخته است و با او همدردی می کند.
فيلم از لحاظ روايت داستان به ندرت دچار مشکل می شود. در زمانی که تصاوير آنقدر گويای حالات درونی افراد نمی باشد، گفتار متن با پرهيز از زياده گويی به کمک تصاوير می آيند.
در بعضی موارد آلمودووار با درايت کامل صحنه های مجزايی را ضميمه فيلم می کند تا بتواند با استفاده از اين تصاوير استعاری روحيات درونی شخصيت ها را بيشتر در ذهن بيننده جا بیاندازد. تعدادی از اين صحنه ها عبارتند از نمايش موزيکال اول فيلم، باله انتهای فيلم و نشان دادن يک فيلم صامت که بنينو آنرا برای آليشيای در حال اغما تعريف می کند.
قسمت نمايش فيلم صامت يکی از فصل های زيبای فيلم است. در فيلم صامت نشان می دهد که چگونه مردی توسط معشوقه دانشمندش با نوشيدن يک معجون شيميايی کوچک می شود، و همچنان زن ومرد عاشق هم می مانند. اين بخش که بر اساس روياهای خود آلمودووار ساخته شده است، يادآور فيلم های اکسپرسيونيست آلمانی در دهه 1920 می باشد.
از ديگر ويژگی های کارگردانی آلمودووار پرورش کامل بخش زنانه شخصيت های مرد، و يا آشکار کردن روحيه مردانه برخی از شخصيت های زن فيلم هايش می باشد. اين ويژگی در فيلم با او حرف بزن به اوج خود می رسد |
|
|
|
نظرات: |
|
|
|
|
ارسال نظر: |
|
|