Irreversible
Time destroys everything
|
|
بازگشت ناپذير (تغيير ناپذير) |
عنوان فارسي: |
|
2002
|
محصول سال: |
|
اکشن ،
جنايي ،
درام ،
ترسناک ،
عاشقانه ،
مهيج |
ژانر:
|
Gaspar Noé
|
به کارگرداني:
|
|
|
فيلم نامه:
|
|
|
با هنرمندي:
|
|
|
|
روایتی معکوس از نظر ترتیب وقوع زمانی، زنی زیبا به نام الکس (مونیکا بلوچی) در یک زیرگذر توسط غریبه ای مورد تجاوز وحشیانه و ضرب و شتم قرار می گیرد. دوست پسر او، مارکوس (وینسنت کسل) و معشوقه سابقش، پیر (آلبرت دوپونتل) با مطلع شدن از ماجرا، دو خلافکار را استخدام می کنند و خود به دنبال پیدا کردن و انتقام گرفتن از شخص متجاوز می افتند. اما زمان همه چیز را نابود می کند... (توسط chobin) |
خلاصه داستان: |
|
اين فيلم با نام :نيز شناخته مي شود. |
|
|
|
|
99 دقیقه
|
زمان فیلم:
|
|
|
|
|
امتياز: |
|
|
امتياز بدهید:
|
|
|
|
مفید ترین نظرات ارسال شده:
|
|
احمقانه است اگر بخواهیم فکر کنیم که کارگردان با سواستفاده از صحنه های غیر اخلاقی یا اندام مونیکا بلوچی خواسته فیلم دهن پرکنی بسازد چون در غیر این صورت می توانست برود کارگردان فیلمهای پورنو بشود. آنهایی که در یک نگاه میگویند فیلم پر از صحنه های سکسی است اشتباه می کنند . فقط کافی است به دیالوگهای رد و بدل شده مونیکا بلوچی با دوست پسر سابق و فعلیش در مترو توجه کنیم و یا صحنه ریز و با جزییات معاشقه مرد و دوست دخترش
مثلا چگونه مرد یک سیب را گاز میزند و به زن تعارف میکند اما او امتناع می کند و سپس مرد ان را به گوشه ای پرت میکند
از این نمونه ها در فیلم بسیار است فقط کافی است فیلم را با دقت بیشتری نگاه کرد |
|
|
|
mosy جمعه 15 دی 1385 04:57 |
| |
|
|
اين فيلم شايد تهوع آور يا خيلي عريان گر باشد اما دقيقا گاسپار نوئه به عنوان كارگردان همين رو ميخاسته كه ماازاين خشونت وعريان گري محض متنفربشويم.البته از لحاظ تكنيكي واقعا فيلم قابل ستايش وزيايي هست ودر واقع تجربه اي در سينما محسوب ميشود وهمه تجربه ها هم لزوما دلپذير وزيبا نيستند.چون ما ذهنيتي كلاسيك از سينما داريم با اين جور فيلمها نميتوانيم رابطه برقرار كنيم بلكه ابتدا بايد اين ذهنيت كلاسيك را كنار گذاشت وسينما را بعنوان هنري نو جو پذيرفت.بهر حال كار عوامل فيلم قابل ستايش هست بعنوان يك فرم جديد در سينما. |
|
|
جدید ترین نظر ارسال شده:
|
|
چنین شاهکارهایی باعث ادامه حیات سینما شده و در واقع روند تکاملش رو سرعت میبخشند.
کاری ندارم به اینکه در اولین اکران فیلم 240نفر در همان نیم ساعت اول سالن رو ترک کردند،اینکه تو نیم ساعت اول اون صدای نویز فرکانس پایین که فقط موقع سرگیجه سراغ انسان میاد،مخت رو میسوزونه،اینکه اون باشگاه همجنس بازها اونقدر مخوف از آب در اومده بود که عوامل فیلم هر ده دقیقه میرفتند بیرون تا بالا نیارند،اینکه اون سکانس تجاوزکه به نظر یک برداشت میاد دو روز! طول کشیده و بلوچی گفته سخت ترین سکانس عمرم بود،اصلا همین که توی یک فیلم صورت معصومانه مدل مشهوری مثل بلوچی له میشه! با عنوان بندی هیولا و خیره کننده اش کاری ندارم.بحث خط روایتی اش هم زبانزد خاص و عام هست. با هیچ کدوم کاری ندارم. فقط بگم که این فیلم رو به همه ی دوست داران سینما توصیه میکنم. |
|
|
|
نظرات: |
|
|
|
|
ارسال نظر: |
|
|