Persepolis
|
|
پرسپولیس |
عنوان فارسي: |
|
2007
( اولين عرضه در May 23 )
|
محصول سال: |
|
انيميشن ،
کمدي ،
درام |
ژانر:
|
Vincent Paronnaud
Marjane Satrapi
|
به کارگرداني:
|
|
|
فيلم نامه:
|
|
|
با هنرمندي:
|
|
Olivier Bernet |
آهنگساز:
|
|
|
|
|
|
France ، USA |
محصول مشترک:
|
|
French ، English ، Persian ، German |
زبان ها:
|
|
رنگی ، سیاه و سفید |
تصوير:
|
|
Dolby Digital |
صدا:
|
|
PG-13
بعضی بخشها ممکن است برای کودکان زیر ۱۳ سال نامناسب باشد. والدین احتیاط کنند.
|
رده بندی سنی:
|
|
95 دقیقه
|
زمان فیلم:
|
|
|
|
|
امتياز: |
|
|
امتياز بدهید:
|
|
|
|
مفید ترین نظرات ارسال شده:
|
|
|
فيلمي خوش ساخت’ تاثير گذار و مبتكرانه درباره واقعيت هاي گذشته و حال جامعه ايران كه بر خلاف بمباران رسانه اي داخلي به هيچ وجه ضد ايراني نيست.ديدن آن را به همه توصيه مي كنم ! |
|
|
|
mks چهارشنبه 10 بهمن 1386 10:22 |
| |
|
ساتراپي در اين فيلم از سبك اكسپرسيونيست استفاده كرده كه ويژگي بارزش بزرگنمايي و اغراق در مسائل اجتماعي و غيره هست. پس سريع نگوييد كه ساتراپي از انقلاب كينه داشته . و البته داستان هم از نگاه يه دختر نوجوون روايت شده ( چه گونه انتظار داريد همچين روايتي رئال يا مستند گونه باشه ؟ ) متاسفانه اكثر نقدهايي كه بر عليه اين فيلمه مقرضانه و توسط كسايي صورت گرفته كه درك درستي از هنر و سبك شناسي و هدف و رسالتش ندارن.
و چون نميتونن خودشن رو قانع كنن به ناچار تمام جوايز هنري رو سياسي و مبتذل ميخونن.
بياييد به هنر جور ديگه اي نگاه كنيم. |
|
|
جدید ترین نظر ارسال شده:
|
|
اولین بار که راجع به این فیلم شنیدم از شبکه خبر جمهوری اسلامی بود.... اون موقع هنوز تحت تاثیر نفرت عمیق از 300 بودم و انتظار هر اتفاق سیاسی دیگه علیه ایران رو داشتم و به این فکر کردم که از کارگردان ایرانی فیلم متنفرم. ولی کنجکاو شدم که فیلم رو ببینم به خصوص وقتی که فهمیدم نامزد اسکار هم شده... بعد از این که فیلم رو دیدم، به خودم و هر کسی که این دید رو از این فیلم در من به وجود آورده فخش دادم.... به نظرم یه انیمیشن 90% مستنده از زندگی یه خانواده ی به اصطلاح "خوشگذران" و برخوردهایی که بااعضای این خانواده میشه (هنوز هم دقیقا به همین شکله....) چه بعد از انقلاب و چه قبل از انقلاب و چه در زمان جنگ.... گفتم 90% چون در مورد بعضی از قسمت هایی که در خارج از کشور اتفاق می افته هیچ ایده ای ندارم هر چند که به خصوص ارزش های "دوست داشتن" در غرب شاید درست نمایش داده شده.
در مورد خروج مرجان از کشور باید بگم که در اون جو وحشتناک که شانس وروود به دانشگاه به دلایل مختلف برای خیلی ها وجود نداشت و در اون شرایط جنگ، هر خانواده ای که توانایی داشت، (توانایی شامل تحمل دوری ، توانایی مالی) به طور قانونی یا غیر قانونی (در مورد پسران مشمول) اقدام می کرد برای فرستادن فرزندش به خارج از کشور به امید این که کار درست رو در مورد اون ها انجام داده....
بعد از برگشتن دوباره ی مرجان به ایران دوباره مشکلاتی رو می بینیم که هنوز هم کسانی که طولانی مدت دور از کشور بودن باهاش مواجه می شن چه برسه به یه دختر جوان که حساس ترین سال های زندگیش رو در یه جامعه ی لیبرال گذرونده و نمی تونه اختناق ایران رو تحمل کنه...
اتفاقا به نظر این فیلم به هیچ وجه سیاسی نیست و شاید اغراقی که خیلی از دوستان بهش اشاره کردن به خاط سختی هاییه که مرجان کشیده و حالا در قالب فیلم می خواد به بیننده القا کنه... شاید اغراق رو دوستانی حس می کنن که هیچ وقت مجبور نشدن بطری های مشروب رو توی دستشویی خالی کنند و هیچ وقت از سانسور شدن آثار غربی (چه در قالب فیلم، چه در قالب کتاب آهنگ یا نقاشی) شکایتی نداشتند و یا سختی های دور بودن از خانواده رو تحمل نکردن.... به نظر من حقیقت رو در هر شرایطی بیشتر میشه از کسی شنید که در قلب وقایع بوده تا کسی که در دوردست نشسته و پاهاشو انداخته رو هم و می گه "اگه من بودم این کارو میکردم و این کارو ، این طوری می گفتم و...." |
|
|
|
نظرات: |
|
|
|
|
ارسال نظر: |
|
|