Fexon Logo
  تبلیغ در فکسون
خوش آمدید!   نام کاربری : کلمه عبور : ورود اتوماتيک براي
جستجو
پیدا کن

جستجوی پیشرفته
جستجوي کاربران
لينکهاي مرتبط
نقدي بر فيلم وفيلمنامه پالپ فيکشن در تالارهاي گفتگوي فکسون
بازیگر شاخص
Robin Williams
Robin Williams

تبلیغ متنی در فکسون محل نمایش آگهی متنی شما
تبلیغ متنی در فکسون به راحتی آگهی خود را مدیریت کنید
جستجوی پیشرفته فکسون با قابلیت‌های تازه قابلیت جستجو بر اساس وجود آیتم فروشی، جستجوی فرمت فیلم (DVD-BDRip)، زبان فیلم و زیرنویس فیلم

Pulp Fiction   
Pulp Fiction
I don't smile for pictures.
افزودن به پروفايل سلیقه سینمایی ...
قصه هاي عامه پسند عنوان فارسي:
1994 ( اولين عرضه در September 23 ) محصول سال:
جنايي ،  درام ژانر:
Quentin Tarantino
به کارگرداني:
نوشته‌ی Quentin Tarantino ، Roger Avary
فيلم نامه:
Tim Roth    در نقش    Pumpkin (Ringo)
Amanda Plummer    در نقش    Honey Bunny (Yolanda)
Laura Lovelace    در نقش    Waitress
John Travolta    در نقش    Vincent Vega
Samuel L. Jackson    در نقش    Jules Winnfield
Phil LaMarr    در نقش    Marvin
Frank Whaley    در نقش    Brett
Burr Steers    در نقش    Roger
Bruce Willis    در نقش    Butch Coolidge
Ving Rhames    در نقش    Marsellus Wallace
Paul Calderon    در نقش    Paul
Bronagh Gallagher    در نقش    Trudi
Rosanna Arquette    در نقش    Jody
Eric Stoltz    در نقش    Lance
Uma Thurman    در نقش    Mia Wallace
با هنرمندي:
مارسلوس والاس (وینگ ریمس) رئیس یک باند تبهکاری است. وینسنت وگا (جان تراولتا) باید برای او چند جوان را ادب کند، از طرفی باید همسر والاس را نیز یک شب برای شام بیرون ببرد و برای او شب خوبی را فراهم کند. بوچ (بروس ویلیس) بکسوری است که به والاس قول داده است تا امشب در مسابقه ببازد. پامپکین (تیم راث) مردیست که با دوست دخترش به مشروب فروشی ها دستبرد می زنند و تصمیم گرفته اند تا برای اولین بار به یک رستوران حمله کنند. وینسنت ماشینش را با جنازه ای بدون سر در آن به خانه جیمی (کوئنتین تارانتینو) پسر خواهر مارسلوس آورده است. همسر جیمی تا نود دقیقه دیگر باز می گیردد و اگر این وضع را ببیند طلاق جیمی حتمی است. در لحظاتی حساس و سرنوشت ساز هر کدام از این افراد به هم می رسند و باید تلاش کنند تا از معرکه جان سالم به در ببرند.   (توسط darkwhite) خلاصه داستان:
USA محصول کشور:
  • 13763 S. Hawthorne Blvd., Hawthorne, California, USA
  • Hawthorne, California, USA
  • Kendall Alley, Pasadena, California, USA
لوکيشن ها:
English زبان:
رنگی تصوير:
Dolby Digital صدا:
 R  افراد زیر ۱۷ سال با همراهی والدین تماشا کنند. رده بندی سنی:
168 دقیقه زمان فیلم:
فکسون به علاقمندان اين فيلم، پيشنهاد ميکند:  
8.79 / 10   ( 487 رای ) 25 فیلم برتر: 10#
   
امتياز:
  
 
امتياز بدهید:
مفید ترین نظرات ارسال شده:
MAXPAYNE  شنبه 29 بهمن 1384 00:50   
هوالعليم والحكيم


پست مدرنيسم:شك درحقيقت
-----------------------------------

مي گويند وقتي كه پيتر وولن منتقد سرشناس سينما در اويل دهه 1990 اصطلاح پست مدرنيسم را در باره فيلم بازگشت بتمن (تيم برتن 1992) به كار برد ظهور جهان پست مدرن درسينما اعلام شد.

در پي دشواريهاي ناشي از اعتقاد و بكارگيري اصول فكري و اجتماعي مدرنيسم ، انسان در پي يافتن پاسخ اين پرسش است كه واقعيت چيست؟

وودي آلن ميگويد :
همه ما حقيقت واحدي را ميشناسيم ، زندگي ما عبارت است از چگونگي انتخابمان براي از ريخت اندازي و كج و معوج كردن آن.

در فلسفه گذشته(از رئاليست ها ، سوفستائيان تا عارفان) تصور بر اين است كه حقيقت يكي است و مفسران فراوان. اما در سينماي پست مدرن شك در همين يكي بودن حقيقت است.

بياد بياوريم صحنه هايي از فيلم پالپ فيكشن يا ساخته هاي ديگر تارنتينو را كه كارگردان سعي در انتقال همين ، يكي نبودن حقيقت است:
-- زماني كه وينسنت براي ميا ، پرت شدن توني راكي را از چند زاويه شرح مي دهد:
"اون از پنجره پرت شد. يا پرتش كردند. يا مارسلوس اونو از پنجره پرت كرد. يا مارسلوس اونو از پنجره پرت كرد بخاطرتو".
-- زماني كه وينسنت ، "ترودي" را با "جودي"(همسر مواد فروش) اشتباه مي گيرد.
-- زماني كه فابيان(همسر بوچ) به بوچ ميگه اين موتورسيكلت مال كيه؟ و بوچ به اون جواب ميده كه اين يك موتور نيست ، اين يك چاپر است. يا فابيان ميه "زد" كيه و بوچ ميگه اصلا ديگه "زدي" در كار نيست ، زد مرده.

شايد يكي از قشنگ ترين ، ظريف ترين و هوشمندانه ترين اين صحنه ها در فيلم ، صحنه ايست كه متاسفانه از آن به آساني مي گذريم. منظورم صحنه اي است كه بعد از رفتن جولز و وينسنت به خانه جيمي ، جولز تلفني با مارسلوس راجع به اينكه همسر جيمي تا يكساعت ونيم ديگه به خانه بر ميگردد صحبت مي كند ، در اين لحظه صحنه اي را مشاهده مي كنيم كه زن جيمي كه يك زن سياه پوست است خسته به خانه مي آيد و با جنازه ماروين با سر متلاشي روي دست وينسنت ، جولز و جيمي روبرو مي شود.
آيا دقت كرده ايد كه چرا همسر جيمي سياه پوست است؟
چون اين صحنه كه شرح داده شد از ذهن جولز كه خود يك سياه پوست است گذرمي كند و اگر كس ديگري (مثلا وينسنت) با مارسلوس صحبت مي كرد احتمالا زن جيمي جور ديگري بود.

از اين قبيل صحنه ها در اين فيلم و كارهاي ديگر تارنتينو زياد است مثل سكانس اغازين و بسيار معروف اول پالپ فيكشن كه صحبت هاي نا مربوط دو نفر(جولز و وينسنت) راجع به تفاوتهاي اروپا و آمريكا در مورد زدن سس مايونز و سس گوجه فرنگي به سيب زميني را مي بينيم كه بعد متوجه مي شويم ايندو ، دو نفر آدمكش هستند و در حال ماموريت از طرف مارسلوس هستند.

اين فيلم را مي شود از جنبه هاي ديگر فني سينما بررسي كرد و به نتايج جالب ديگري رسيد.
خود مقوله پست مدرنيسم ، مقوله بسيار گسترده و داراي پتانسيل بسيار است.
  این نظر مفید بود؟     63 / 81

psycho  دوشنبه 16 آذر 1383 20:58   
ببينم، بنظر شما استراتژيك ترين لوكيشن در طول فيلم دستشويي نيست؟ همه تصميمات كليدي توي دستشويي اتخاذ ميشود! اول فيلم آخرشه يا آخر فيلم اولشه؟! واقعا فوق العاده اس. ولي شايد ندونين كه تارانتينو موقع دريافت نخل طلاي كن براي اين فيلم گفت: گرچه اين جايزه حق كريشتف كيشلوفسكي (براي فيلم قرمز) است، ولي چون هيات داوران گفته اند، آنرا ميپذيرم. هرچند اين جملات نشاندهنده همه واقعيت نيستند. تارانتينو يك واژه جديد و بسيار مهم به دائره المعارف سينمايي جهان اضافه ميكند : «تارانتينويي»
  این نظر مفید بود؟     32 / 47

جدید ترین نظر ارسال شده:
moslemoo  شنبه 5 اردیبهشت 1388 12:58   
فیلمی بسیار زیبا با کارگردانی قوی کونتین تارنتینو و هنرمندی فوق العاده ساموئل ال جکسون , جان تراولتاو برس ویلیس
داستان های عامه پسند دومین فیلم وشاید بهترین فیلم تارنتینو است.
فیلمی که پیش رو دارید بارزترین نمونه پست مدرن فیلم است که به دنبال آن فیلمهای زیاد از آن الهام گرفته اند.
در مورد فیلم :
فیلم با سبک داستان غیر خطی و از سه داستان تشکیل شده که بی ربط هم نیستند :
موقعیت بانی : دو آدمکش به نامهای جولز (ساموئل ال جکسون) و وینسنت (جان تراولتا) که از طرف مارسلوس والاس ماموریت کشتن چند نفر را دارند و...
وینسنت وگا و همسر مارسلوس والاس : مارسلوس به وینسنت ماموریت داده تا همسرش را به گردش ببرد و...
بوچ و ساعت طلا : بوچ (بروس ویلیس) بوکسر کهنه کاریست که مارسلوس والاس به او دستور شکست در مسابقه ی بعدی را میدهد ولی او شکست را قبول نمی کند و...
فیلم سرشار از خشونت افراطی و کلمات وجملات رکیک است در عین حال که مفهومی دینی و مذهبی دارد.( مثلا معجزه ای که برای یک آدمکش اتفاق می افتد)
در طول فیلم شاهد آیه ای از انجیل هستیم که جولز قبل از کشتن افراد آن را می خواند :
"راه نیکوکاران از تمام جهات بر اساس بیدادگری خود خواهان واستبداد اهریمن است.ستایش کسی را که به نام رستگاری و خیر خواهی رمه ناتوانان را در دره تاریکی چوپانی می کند چرا که او پرستار برادرش و یابنده کودکان گمشده است. ومن با نهایت خشم سخت مجازات خواهم کرد آنهایی را که بخواهند برادران مرا زهر دهند و نابودشان کنند.و آنگاه که خشمم را بر تو فرو آوردم خواهی دانست که من پروردگار هستم "
هنگامی که جولز شروع به خواندن آیه می کند عکس العمل وینسنت را میبینیم که اسلحه خود را آماده میکند . گویی اولین باری نیست که جولز برای کشتن افراد از این آیه استفاده میکند.
شاید مفهوم کلی فیلم را بتوان در همین آیه جست ؟
در ابتدای فیلم شاهد هستیم که جولز و وینسنت کیف مارسلوس را از چند نفر که به مارسلوس خیانت کرده اند پس میگیرند . همان کیفی که وینسنت با رمز 666 آن را باز میکند ( عددی که مسیحیان اعتقاد دارند پشت گردن شیطان حک شده است ) . برخی از منتقدان هم معتقدند چسب پشت گردن مارسلوس هم برای مخفی کردن عدد 666 هست. آیا مارسلوس شیطان است ؟
در طول فیلم 2 بار شاهد باز شدن کیف هستیم بدون مشخص شدن محتویات آن در حالی که با یک نور زرد رنگ مواجه میشویم . در سکانس تیراندازی جولز و وینسنت به سمت برت (یکی از افرادی که به مارسلوس خیانت کرده بود) هم شاهد نور زرد رنگی هستیم که یک بار بر روی تصویر جولز و یکبار هم بر روی تصویر وینسنت ظاهر میشود.آیا این همان نور کیف مارسلوس است ؟ شاید بتوان نتیجه گرفت که مارسلوس شیطان (اهریمن) است و جولز و وینسنت هم استبداد اهریمن هستند. البته تا این لحظه فیلم .
در داستان دیگر فیلم با مشاهده ی ماجرای کودکی بوچ پی می بریم که ساعت بوچ مهمترین مساله برای او و نشانه غرور اوست. این در حالی است که مارسلوس به او دستور شکست در مسابقه ی بعدی را می دهد واز خرد شدن غرورش می گوید . اما ماجرا جور دیگری پیش می رود . بوچ مارسلوس را نادیده گرفته وغرورش اجازه ی شکست را به او نمیدهد .در طول این ماجرا بوچ و مارسلوس به دام فرد همجنسبازی می افتند که این ماجرا منجر به شکسته شدن غرور مارسلوس والاس می شود. همان مارسلوسی که از شکسته شدن غرور بوچ سخن می گفت
در ادامه , داستان دوباره بر میگردد و صحنه ی جنایت جولز و وینسنت را تکمیل میکن ( این در حالی است که طبق زمانبندی غیر خطی فیلم وینسنت توسط بوچ کشته شده است و بیننده از مرگ وینسنت مطلع است ). باز هم شاهد صحنه تیر اندازی هستیم ولی این باربدون آن نور زرد رنگ (شاید به خاطر معجزه ای که قراراست اتفاق بیفتد ). شخصی که تا الان خود را نشان نداده بود با اسلحه هفت تیر را به طرف جولز و وینسنت شلیک میکند اما آنها به طرز معجزه آسایی نجات پیدا می کنند . در این لحظه است که جولز دم از معجزه و اعتقادات خود میزند در حالی که وینسنت این ماجرا را فقط یک شانس می داند و به آن توجهی نمی کند.
در سکانس آخر فیلم می بینیم که جولز متحول شده آیات خود را به طرز دیگری تفسیر می کند وبعد از خواندن آیه خطاب به فرد سارق می گوید :
"اینو سالهاست که گفتم . هر کی می شنید کشته می شد زياد به معناش فکرنميکردم. فکرميکردم گفتنش، قبل از کشتن کسي بهم خونسردي ميده ولي امروز چيزي ديدم که منو بفکر واداشت .... واقعيت اينه تو اون ناتواني و من هم استبدادِ اهريمن ولي، رينگو من سخت تلاش ميکنم که اون چوپان باشم"
در اینجاست که پی به استادانه بودن فیلمنامه و کارگردانی و زمانبندی غیر خطی و اصولی فیلم می بریم .
وقتی بوچ وینسنت را میکشد این سوال برای بیننده به وجود می آید که برای جولز چه اتفاقی افتاد . در حقیقت طبق اون آیه انتقام خداوند از وینسنت به وقوع پیوست شاید اگر جولز هم استعفا نداده بود شا مل این عذاب می شد . بوچ را میتوان همان نیکوکار تلقی کرد که قرار بود توسط وینسنت کشته شود (. ومن با نهایت خشم سخت مجازات خواهم کرد آنهایی را که بخواهند برادران مرا زهر دهند و نابودشان کنند ). جولز هم طبق گفته و تلاش خودش چوپان آیه شد که باعث هدایت سارقان ( ضعیفان ) شد .در سکانس آخر شاهد هستیم که تارنتینو سارقان را انسانهای ضعیف جلوه می دهد که از نکات برجسته فیلم است.
در واقع استعفای جولز باعث شد تا مارسلوس برای کشتن بوچ خودش وینسنت را یاری کند. درست زمانی که مارسلوس برای خرید صبحانه وینسنت را در خانه ی بوچ تنها گذاشته بود بوچ برای بردن ساعت وارد خانه می شود و شاید این برای وینسنتی که معجزه را شانس می دانست نهایت بد شانسی (وبر طبق آیه انتقام پروردگار) باشد که در این موقعیت بوچ وارد خانه شود وبا تفنگ مارسلوس وینسنت را به قتل برساند.
آیا این شانس است که شخصی هفت تیر را ازآن فاصله به سمت دو نفر شلیک کند و حتی یکی هم به هدف نخورد. و یا این که چه قدر بد شانسی لازم است که با وجود تاکید بوچ همسرش تنها چیزی را که بوچ حاضر بود به خاطرش دست به هر کاری بزند را در خانه جا بگذارد (ساعت ) . و جولز هم درست قبل از این ماجرا استعفا بدهد . و درست زمانی که مارسلوس برای خرید صبحانه وینسنت را در خانه ی بوچ تنها گذاشته بود بوچ برای بردن ساعت وارد خانه می شود.و درست لحظه ای که وینسنت به دستشوئی میرود سر وکله ی بوچ پیدا میشود و اتفاقا تفنگ مارسلوس هم در معرض دید بوچ قرار دارد . آیا این بد شانسی بود یا انتقام پروردگار ؟
جولز و وینسنت که باید کشته می شدند زنده ماندند و در عوض ماروین با اسلحه وینسنت و بدون دلیل کشته شد. به طوری که حتی وینسنت اظهار داشت که اسلحه خود به خود شلیک شد واو هیچ نقشی نداشته است.
نحوه ی فیلمبرداری وموسیقی فیلم نیز جالب توجه بود . یکی از نکات قابل توجه از نظر من بازی فوق العاده ساموئل ال جکسون بورد.
همانطور که در اول فیلم نوشته می شود پالپ به معنای مجله یا کتابی با موضوع ترسناک است که معمولا بر روی کاغذی با کیفیت بد چاپ میشود . حالت تصویر و کاور فیلم نیز حاوی همین محتواست که از نکات زیرکانه و جذاب فیلم می باشد.

از نظر من داستان عامه پسند یکی از فیلمهای ماندگار تارنتینو و سینما ست . این فیلم ارزش دو بار دیدن را دارد.
  این نظر مفید بود؟     12 / 13

مشاهده همه نظرات ( مجموعا 46 نظر )
نظرات:
براي نظر دادن، Login کنيد.
ارسال نظر:
در صورت مشاهده ی هر گونه اشکال در املای کلمات، گرامر، ترجمه، طراحی، برنامه و ... ، یا در صورتی که پیشنهادی برای بهتر شدن صفحه فعلی دارید اینجا کلیک کنید.